پيشبينىهاى غلط -
اين قبيل نظريات را بيشتر دكتر ويلز با تأكيد تمام تبليغ كرده است . وى كه تعريفهاى خبطآميزى از خصائل ظل السلطان برشمرده بود به نظر من دربارهء صفات وليعهد هم بهطورى كه در آينده خواهيم ديد راه خطا پيموده ، چون در دو كتابى كه سابقا اشاره كردم چنين مىنويسد :
« من گمان ميكنم زمانى خواهد آمد كه حضرت و الا براى تصاحب تخت و تاج تلاش خواهد كرد و شايد هم بعد از وفات پدرش اقدام كند و اگر كامياب شود روز سعادت ايران خواهد بود ، زيراكه او باهوش است ، بردبار است و حاكم خوبى است و محبوبيت شخصى او هم بسيار زياد است و پيروزىهائى كه در دوران حكومت نصيبش گرديده به صورت ضربالمثل درآمده است وى از خونريزى بيزار است ، ولى حاكم با هيبت و سرسختى است .
هيچگونه ترديدى وجود ندارد كه سرانجام ظل السلطان شاه خواهد شد .
وى حاكم نيرومند و كاميابى است و محبوبيتش به حد اعلى است . »
نميدانم اين سخنان دربارهء شاهزادهاى از لحاظ بيان حقيقت بيشتر غيرقابل اعتماد است يا از جهت پيشبينى وقايع آينده . بدون ترديد ظل السلطان حاكم نيرومند و با عزمى بوده و زمام امور را خود در دست داشته و سخت هم در دست داشته است . وى از طبقهء روحانى متنفر و بيزار بود و از رفتار تحقيرآميز نسبت به آنها خشنود مىگرديد ، هيچگاه نيز ايلات بومى ولايات جنوب غربى سابقا چنين حالت تسليم و اطاعتى ابراز ننموده بودند . اين مزايا قابل انكار نيست و همان است كه در نظر اهل شرق مايهء احترام مىشود ، اما در برابر خبطهاى اخلاقى و ادارى هم كه اوايل كارش واقع شده است يعنى وقتى كه حاكم شيراز بود موجب چنان آشوبى شد كه ناچار از آنجا پا به فرار نهاد و همان صفات سال بعد كه وى در اوج قدرت و جلال بود موجبات سقوطش را فراهم ساخت . عمليات ظلم و اجحاف پىدرپى و اخاذى عمال رسمى او كه توجهى به طرز رفتارشان نمىداشت افكار عمومى را بر ضد حكومت او برانگيخت .
در دورهء زمامدارى او چندين داستان غمانگيز اتفاق افتاد ، از جمله اعدام