مقام شاه ترديد نمايد . به همين نسبت هم هرچند هنوز كافى نيست پيشرفت قابل ملاحظهاى در زمينهء تجارتى حاصل و خطوط تلگرافى بين شهرها داير و پست مرتب هم برقرار شده است و روزنامههائى نيمه رسمى در پايتخت انتشار مىيابد و راهآهن كه شايد نمونهء خطوط آينده شود كشيده شده است .
در تهران گاز ساخته مىشود ولى باز اهل انتقاد درحالحاضر دلايل وافى راجع به عقبماندگى مملكت و بسا چيزهاى ديگر كه وجودش مايهء تأسف است برمى - شمارند و من در اينجا راجع به اين نظريات ناروا توضيحاتى مىدهم ، ولى تاريخ - نويسى كه اين دو دورهء ايران را بر سبيل آزمايش مقايسه كند پيشرفتى را كه حاصل شده است درخواهد يافت كه هرچند از لحاظ مقياس اروپائى قليل است ، اما در مقام مقايسه با موازين مشرق زمين بههيچوجه بىاهميت نيست .
در حضور شاه -
پيش از آنكه اين موضوع سلطان و سيرت و صفات او را رها كنم قصد دارم به نحو اجمال رؤس مطالبى را به مناسبت مصاحبهاى كه افتخار آن در قصر سلطنتى تهران نصيبم شده است تعريف كنم . شاه كه قبلا هم در لندن به حضورشان معرفى شده بودم مرا در اطاقى در قصر پذيرفت كه تخت بنام طاوس در آنجاست و هيچ قسم اسباب ديگرى در آن اطاق نبود و شاه در وسط اطاق تنها ايستاده بود ، شلوار سياه و نيمتنهء مشكى با يقه پوست برهء حاجى طرخان پوشيده بود كه بر سينهء آن يراقهاى زرين دوخته بودند .
در جلو كلاه پوستى دو علامت شير و خورشيد در ميان حلقهء الماس كه به تازگى جواهرساز فرانسوى ساخته بود مىدرخشيد . شاه در انگلستان به زبان فرانسه كه از استعمال آن حجب و شرم دارد صحبت مىكرد ، ولى در اين مورد تمام صحبت به زبان فارسى انجام شد و مترجمى حضور داشت .
اعليحضرت فوق العاده سالم و تردماغ بود و خشنود مىنمود و چون شنيد كه من از راه عشقآباد و قوچان به ايران وارد شده بودم بىدرنگ حس كنجكاوى او تحريك شد و ده دقيقه با سؤال و جواب كوتاه و درهموبرهم