تا به مناسبت خساراتى كه از ناحيهء لزگيها كه در آن موقع از شهر شماخى دائما برضد ايران شورش مينمودند ، به تجار روس وارد شده بود غرامت مطالبه كند .
سفير وقتى به پايتخت وارد شد كه شاه سلطان حسين از سلطنت خلع شده و محمود افغان پادشاهى او را غصب كرده بود . وى جوابداد كه مسئوليت آن كار با او نيست و بهتر است خود تزار منافع تجارتى خويش را تأمين كند .
پطر كه همواره در پى بردن به معنى كنايه هشيار بود لشكرى 30000 نفر در حاجى طرخان فراهم و در ژوئيهء 1722 به ايران تاخت و به عزم دربند حركت كرد كه به سپاهيانش تسليم شد . وى درصدد حركت به مقصد بادكوبه و شماخى بود كه سفير عثمانى با او ملاقات و تهديد نمود كه اگر روسها عقبنشينى نكنند ( تركها مالكيت سراسر قفقاز را ادعا داشتند ) امپراتور روس علاوهبر ايران با ايشان نيز بايد جنگ كند . بنابراين در فصل زمستان پطر به حاجى طرخان بازگشت و دستهاى سرباز در دربند گذاشت و قلعهاى در كنار رودخانه كه در سمت جنوب آن محل بود ساخت كه بىدرنگ مورد حملهء افغانها قرار گرفت و خراب شد .
در همان زمستان امير ايرانى گيلان نمايندهاى روانهء حاجى طرخان كرد و پيشنهاد تسليم رشت را نمود كه افغانها در صدد بودند به روسيه واگذار كنند .
پطر كه از اين جريانات ناگهانى بسيار خوشوقت مينمود در اوايل سال 1723 لشكرى به رشت فرستاد و اين شهر دروازههاى خود را به روى ايشان گشود و قسمت عمدهاى از گيلان به تصرف روسها درآمد .
در ژوئيهء همين سال بادكوبه كه از سمت دريا بمباران شده بود ناگزير تسليم گشت . شاه طهماسب جوان كه تلاش داشت دست افغانها را از ايران كوتاه كند بدون تأخير نسبت به اين منطقه از قلمرو متزلزل خود ادعاى حكومت كرد ، ولى آنچه را كه از راه زور و قدرت دور از امكان يافته بود بوسيلهء سياست حاصل كرد ، پس سفيرى به نزد پطر فرستاد و مواد قراردادى كه شايد هيچيك از دو طرف قصد رعايتش را نداشت مورد توافق واقع و در سوم سپتامبر 1723 امضاء شد .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٤٩٢