بود باز دو ملت را از لحاظ مصالح سياسى بيش از ميزانى كه كشور ما را با هر دولت مستقل ديگر آسيائى پيوند مىدهد ، مربوط ساخته است .
تقسيمات چهارگانهء مسافرت -
تذكرههاى بسيارى از اين ادوار و حاصل كار بعضى از افراد در شرحى كه اينك به آن ميپردازم بيان خواهد شد . مسافرتم به چهار مرحله قسمت شده است كه هركدام واجد جنبهء تاريخى يا اهميت سياسى و احوال خاص طبيعى مختص به خود خواهد بود و به ترتيب راجع است به نواحى شمال شرقى و مركزى و ايالات جنوب غربى ايران و راجع به خط سير آبى جنوب است كه يا شخصا عبور كردهام و يا دربارهء مناطق مجاور آنكه حاصل سير و سفرهاى من به شرح زير بوده است مىباشد :
1 - سفرى با اسب به مسافت 850 ميل از ميان ايالت مرزى خراسان و از آنجا به تهران پايتخت ايران .
2 - مسافرت خوشآيندتر ديگر به مسافت 800 ميل بازهم سواره از تهران تا بوشهر .
3 - مسافرتى از جنوب به طرف شمال در شط العرب و رودخانهء كارون .
4 - مسافرتى با كشتى در خليج فارس .
1 - خراسان
ابتدا خوانندگانم را در بقاياى سرزمينى كه روزگارى اميرنشين مقتدر خراسان بود سير مىدهم و آن مشتمل بر مرو تا خيوه به ضميمهء هرات و قندهار تا حدود رودخانهء جيحون است . اين ايالت كه بوسيلهء كوههاى ناشناخته و گردنههاى غيرقابل عبور كاملا محصور شده است با آنكه از وضع ممتاز ديرين خويش فرو - افتاده است در درون خود جلگههائى دارد كه متضمن آثار قديمى حاكمنشين مشهور آن است و لااقل داراى يك شهر با شهرتى جهانى است ولى خواهيم ديد كه كانون مسائل و امورى است كه اهميتى نقصانناپذير و ارزش و اثر خاص دارد ، و صدها سال ميدان زدوخورد نژادها و در معرض مرگ و تلفاتى بوده كه