هر فرصتى كه بدست آورند مصداق گفتار « آنجا كه عشق خيمه زند عقل گو مباش » « 1 » بشمار مىروند . »
تغييرات بعدى -
در زمان آخرين پادشاهان صفوى تهران گاهى مقر دربارى بود و شاه سليمان در آنجا قصرى ساخت كه شاه سلطان حسين در همانجا سفير عثمانى را بار حضور داد . تاورنيه بر سبيل تصادف ذكرى از تهران نموده و گويا خود او آنجا را نديده است . شاردن آن را شهر كوچكى شمرده است . در حملهء افغانها تهران تصرف و خراب شد . هانواى در فهرست مسافرى فنميروپ راجع به منزلهاى سفر از مشهد در سال 1744 آن را تهيران ذكر مىكند . در اينجا بود كه نادر شاه هنگام بازگشت از هندوستان تمام علما و مجتهدان را فراخواند تا در تأسيس مذهب ملى جديد اقدام نمايد . او فرزند خود رضا قلى خان را در آنجا كور كرد و سپس در همانجا آن بيچارهء تيرهبخت را نابود كردند . كريم خان زند بر بناهاى ارگ بيفزود و به تعميرات آن اقدام نمود ، ولى خود او كمتر در اين شهر اقامت مىگزيد . عليمراد خان در حين لشكركشى به مازندران در تهران توقف كرد و با ظهور سلسلهء قاجار در پايان قرن پيش نخستين روزهاى تفوق سياسى اين شهر آغاز گرديد .
تهران پايتخت آقا محمد خان -
مهد و مقر خاندان قاجار استراباد بود ، ولى آنجا از لحاظ خواجهء بلندپرواز نقطهاى دورافتاده و زياد در جانب شرقى ايران بود و متناسب نقشههاى مدعى تخت و تاج به نظر نمىرسيد . تا وقتى كه هنوز وضع كارش اطمينانبخش نبود و حكومت او به خطهء مازندران محدود بود آقا محمد خان سارى را اقامتگاه خويش قرار داد ، ولى همين كه نظر و افكارش را به سوى جنوب معطوف ساخت و آرزوى قلمرو متحد ايران را به حقيقت نزديك نمود پايتخت متناسبترى مورد لزوم افتاد . ازاينرو او تهران را برگزيد .
هامش
( 1 ) -Vetitis rebus gliscit voluntas