در سال 1841 اولين تلفات در سيستان اتفاق افتاد . دكتر اف . فوربز « 1 » كه تحقيقات موفقيتآميزى در سرحدات شمال غربى ايران نموده و مشهور شده بود رهسپار مشهد گرديد و از طريق تربت حيدرى و بيرجند و طبس به سيستان آمد و در آنجا بدست ابراهيم خان رئيس قبيلهء لاشجوين به قتل رسيد . شرحى تا حدى نامربوط دربارهء اين پيشآمد از قول گماشتهء او در نشريهء انجمن پادشاهى جغرافيائى در سال 1844 نقل گرديده است .
سى سال بعد وقتى كه اعضاى هيئت مرزى در سيستان بودند با جانى مزبور برخورد نمودند كه در آن موقع سركردهء منطقهء چخانسور بود و شرح واقعى ماجرا را از او شنيدند . اين ابراهيم خان جانورى نيمه ديوانه و از زمرهء وحشيان و سخت معتاد به چرس و بنگ بود او دكتر فوربز را كه بر سبيل علاقه و عشق ورزشى مشغول شكار مرغابى وحشى بود با تير هدف ساخت . « 2 » در همين زمان يعنى يكى دو سال بعد افسر جوان ديگرى به نام پاتينسن كه از طريق افغانستان عازم حدود هيرمند بود و مسير آن را از محل زمين داور تا درياچهء سيستان بررسى مىنمود او نيز در آشوب قندهار كه در تعقيب وقايع شوم كابل پيشآمد به قتل رسيد .
چند سال بعد ( 1845 ) فريه افسر فرانسوى به سيستان آمد و شرحى راجع به آن در كتاب جالبتوجه خود نوشت « 3 » . خانيكف « 4 » روسى كه بواسطهء شرح حسادت - آميزى كه به منظور ناچيز انگاشتن كار و زحمات نويسندگان انگليسى كه قبل از او در همان زمينه بجا گذاشته بودند بر قدر و مقام علمى او چندان افزوده نمىشود به سال 1859 « 5 » در سيستان بود و از راه بيابان به كرمان رفت . اين بود شرح سفر همهء مسافران اروپائى كه به نحوى از انحاء قبل از مسافرت كميسيون مرزى ژنرال گلداسميد و همكارانش « 6 » دربارهء سيستان داستانى باقى گذاشتهاند .
هامش
( 1 ) -Forbes( 2 ) - از كنار سند تا ساحل دجله صفحات 217 - 219 مقايسه شود با كتاب ايران خاورى صفحهء 317 .
( 3 ) - سفرى با كاروان فصلهاى 27 و 28 .
( 4 ) -Khanikoff( 5 ) - يادداشتهائى راجع به قسمت وسطى آسياى مركزى صفحات 152 - 164 .
( 6 ) - در باب شرح تازهاى راجع به سيستان علاوهبر گزارش ژنرال گلداسميد رجوع شود به مجموعهءGlobusجلد 32 سال 1877 .