أولادها ، يا معشر قريش إنّ اللَّه قد أذهب عنكم نخوة الجاهليّة وتعظّمها بالآباء ، النّاس من آدم وآدم خلق من تراب ، يا أيّها النّاس إنّا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عند اللَّه أتقاكم ، يا معشر قريش ما ترون إنّي فاعل بكم ؟ قالوا :
أخ كريم وابن أخ كريم قال اذهبوا فأنتم الطّلقاء « 8 »
اى گروه قريش ! خدا نخوت جاهليت وبزرگى كردن بپدران را از شما ببرد ، مردم از نسل آدمند وآدم را از خاك آفريدهاند ، اى مردم ما شما را از مرد وزن آفريديم ودستهها وقبيلهها كرديم تا همديگر را بشناسيد كه گراميترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست ، اى گروه قريش ! بنظرتان در باره شما چه خواهم كرد ؟ گفتند : برادرى بزرگوار وبرادرزادهاى بزرگوارى گفت : برويد كه شما آزادشدگانيد .
در يكى از سفرهاى مكة در منى در همان جا كه اكنون مسجد خيف است چنين فرمود :
. . . نضّر اللَّه عبدا سمع مقالتي فوعاها ثمّ أدّاها إلى من لم
. . . بندهاى كه گفتار مرا بشنود وبفهمد وبآن كه نشنيده بگويد خدايش
هامش
( 8 ) تاريخ طبري