بلند در ميان جماعات شيفته كه در خيرگى توفيقهاى عظيم ، بتعظيم وى هر فكرى را پذيرا بودند ، پيوسته بأنك :
إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ *
« 1 » ميزد ونداى
إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ
« 2 » ميداد و :
لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ
مىگفت ونشان ميداد كه بر خلاف انسانهاى عادى از اين دعوت ، هدفى بزرگتر وبالاتر از تعظيم خويش دارد .
صداقت بىبديل محمّد ( ص ) در كار بلاغ دعوت ، خرق عادتي ديگر بود ، همو در بارهء آن مسلمان سرشار از حميّت بدوي كه چون فولاد أصيل در كورهء تعليمات اسلام آب ثبات وصراحت ديده بود ودر اعلاى حق ، ضعف وتهاون نداشت يعنى أبو ذر غفارى فرموده بود :
« آسمان بر راستگوتر از أبو ذر سايه نكرد وتوان اين سخن را استعاره كرد كه زير آسمان از محمد ( ص ) راستگوترى نبود وسيرت وى كه از دقايق آن ، چيزى نهان نيست بر اين مدّعا شاهدي صادق است .
محمّد ( ص ) از آغاز دعوت اعلام كرده كه كار به وحى خدا ميكنم اما هر جا وحى نبود از مشورت وقبول رأى كسان دريغ نداشت . پيش از جنگ بدر كه مسلمانان به تعاقب قافله بيرون شدند ، بر سر چاه بدر كه معلوم شد قافله از راه ديگر رفته وحاميان جنگجوى قافله با عدهاى ساز وبرگ كافى نزديكند وبجاى غنيمت آسان ، تصادمى خونين در پيش است ، حباب بن منذر انصارى در بارهء جايگاه مسلمانان رأى خاص داشت كه به پندار وى شايسته بود اين گروه بر چاهى نزديك دشمن فرود آيند ، وچاههاى ديگر را پر كنند تا دشمن فزون بشمار ، از تنگى آب در كار خويش فرو ماند كه :
الحرب خدعة
وچون احتمال ميداد كه جاى مسلمانان به انتخاب محمّد ( ص ) ووحى خداست اين نكته را پرسيد وأو مثل هميشه بىتحفّظ ودريغ اعلام
هامش
( 1 ) كهف 110
( 2 ) يونس ، 20 .