دشنام ندادهاند دو كس يكديگر را مگر اين كه غالب شده لئيمتر آنها ، مراد اينست كه دشنام دادن كار مردم لئيم يعنى دنىّ پست مرتبه است ، پس هر گاه دو كس دشنام بيكديگر دهند هر يكى كه دنىتر وپست مرتبهتر باشد أو غلبه كند .
9603
ما تلاحى اثنان فظهر الّا أسفههما .
منازعه نكردهاند دو كس با يكديگر پس غلبه آورده باشد مگر سفيهتر آنها ، مراد بر قياس فقرهء سابق اينست كه منازعه كردن كار مردم سفيه كم عقل است پس هر گاه دو كس با يكديگر منازعه كنند غلبه نكند مگر احمقتر آنها .
9604
ما من شيء أحبّ إلى اللَّه سبحانه من أن يسأل .
نيست چيزى « 1 » دوستتر بسوى خداى سبحانه از اين كه سؤال كرده شود ، يعنى نيست چيزى از چيزها دوستتر بسوى خداى سبحانه از اين كه كسى حاجت خود را از أو سؤال كند .
9605
ما قسم اللَّه سبحانه بين عباده شيئا أفضل من العقل .
قسمت نكرده خداى سبحانه ميانه بندگان خود چيزى را افزون مرتبهتر از عقل وزيركى ، زيرا كه آن منشأ سعادات أخروي ودنيوي مىشود وكدام نعمت افزون - مرتبهتر از اين تواند بود ؟ !
9606
ما خلق اللَّه سبحانه أمرا عبثا فيلهو .
نيافريده خداى سبحانه چيزى را عبث پس بازى كند ، مراد اينست كه هر چه را خداى سبحانه آفريده حكمتى ومصلحتى در خلق آن بوده وچنين نيست كه چيزى را
هامش
( 1 ) در أصل : « از چيزى » ونظر بمعنى من زائده ميباشد كه شارح ( ره ) بجهت دقت غالب اين قبيل كلمات را نيز ترجمه ميكند چنانكه از ملاحظهء سراسر شرحش معلوم مىشود .