از حكمت اينست يعنى از علم راست وكردار درست كه نزاع نكنى با كسى كه بالاتر از تو باشد ، وخوار نگردانى كسى را كه پستتر از تو باشد ، وفرا نگيرى چيزى را كه نباشد در قدرت تو يعنى متصّدى كردن كارى نشوى كه نتوانى كرد ، ومخالفت نكند زبان تو با دل تو ، ونه گفتار تو با كردار تو ، وسخن نگوئى در آنچه ندانى ، ووانگذارى كار را نزد اقبال ، وطلب كنى نزد ادبار ، يعنى چنين نكنى كه واگذارى كار را نزد اقبال وطلب كنى نزد ادبار بلكه بر عكس آن عمل كنى كه در اقبال طلب كنى ، ونزد ادبار واگذارى ، ودور نيست كه « ولا تطلبه » بوده باشد و « لا » در نسخهء أصل سهوا افتاده باشد وبنا بر اين ترجمه اين باشد كه :
وا نگذارى كار را نزد اقبال وطلب نكنى نزد ادبار ، وبنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست .
9451
من فضيلة النّفس المسارعة إلى الطّاعة .
از افزونى مرتبهء نفس است شتاب كردن بسوى طاعت .
9452
من عزّ النّفس لزوم القناعة .
از عزّت نفس است لازم بودن قناعت وجدا نشدن از آن .