Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 447

Contributors:

P.447
از كردن بديها باشد بعد از اين وپشيمانى از آنچه سابق كرده باشد واز روى ترس اين كه اين جدا نشدن از حذر وپشيمانى از راه ترس اين باشد كه مبادا بسبب آنچه كرده يا خواهد كه بكند بلغزد پاى أو وبيفتد در هلاكت أخروي .

10953

ينبغي أن يكون التّفاخر بعلىّ الهمم ، والوفاء بالذّمم ، والمبالغة في الكرم ، لا ببوالى الرّمم ، ورذائل الشّيم . سزاوارست اين كه بوده باشد مفاخرت كردن با يكديگر ببلند همّتها ، ووفا كردن بپيمانها ، ومبالغه در كرم نه بكهنه‌هاى استخوانهاى پوسيده ونكوهيده‌هاى خويها ، مراد اينست كه چيزى كه قابليّت اين دارد كه كسى مفاخرت كند بآن همّت وعزم بلندست كه برساند آدمي خود را بآن بشرف ومرتبهء بلندى ووفا كردن بعهدها وپيمانها كه بكند ، ومبالغه در كرم يعنى جهد كردن وكوتاهى نكردن در آن ، ومراد به « كرم » سخاوت وجودست يا گرامى وبلند مرتبه بودن ، « نه بكهنه‌هاى استخوانهاى پوسيده » يعنى نه به آن چه شايع است ميانهء مردم كه مفاخرت ميكنند ببزرگى پدران وأجداد وانتساب بايشان « 1 » كه بمنزلهء ريسمان كهنه است ومفاخرت ميكنند بخويهاى نكوهيده مثل شدّت غضب وتعدّى وطغيان وبي باكى در قتل وغارت وأمثال آنها .

10954

ينبغي للعاقل إذا علّم أن لا يعنف ، وإذا علّم أن لا يأنف . سزاوارست از براي عاقل هر گاه تعليم كند اين كه درشتى نكند ، وهر گاه تعليم كرده شود اين كه آن را ننگ وعار خود نداند .
Footnote
( 1 ) نظير اين حديث شريف است حديثي ديگر كه نيز از آن حضرتست عليه السلام : المرء يفتخر بالهمم العالية لا بالرّمم البالية ، ودر اين باب نيكو سروده‌اند :« از هنر خويش گشا سينه را * مايه مكن نسبت ديرينه را » « زنده بمرده مشو اى ناتمام * زنده تو كن مردهء خود را بنام » « از پدر مرده ملاف اى جوان * ورنة سگى چون خوشى از استخوان »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 447 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)