صبح كه در دو فرسنگى هرمز قرار گرفتيم ناگهان باد مساعدى كه از روز پيش آغاز شده بود قطع شد و آرامش هوا گرمائى غيرقابل تحمل پديد آورد .
در مدت زمانى كه اجبارا در جزيرهء لارك توقف كرديم فرصت يافتيم كه خصوصياتى از اين جزيره را دريابيم . طول اين جزيره سه و عرض آن يك فرسنگ است . زمينش بسيار قوزدار است و در جاىجاى آن تپههاى بسيار مرتفع شيبدار و درههاى پوشيده از خار و گياه و انباشته از حشرات هست كه تعداد زيادى كبك را بسوى خود مىكشانند . اما همهء اين مرغان غير مأكول و بدگوشتاند .
بخصوص كبكها كه گوشتى بسيار بد و خشك دارند كه جز هنگام ضرورت نمىتوان به عنوان خوراكى از آن استفاده كرد . اين جزيره غيرمسكون است و با اينكه در آن خوراك براى جانوران ، چاههاى پرآب ، و مقادير زيادى چوب يافت مىشود هيچكس در آن زندگى نمىكند . نخست از جهت آنكه بندرى ندارد تا از طريق آن بتوان شهر يا شهركى ساخت و ديگر به جهت آنكه ساكنان احتمالى آن از جانب ساحل ايران در معرض خطر حملات دزدان دريائى نىتاك « 43 » و نىكىلوز « 44 » خواهند بود كه غالبا با زورقهاى كوچك خود در جزيرهء قشم و ديگر جزائر ساحل عربستان به غارت و چپاول مىپردازند .
آرامش هوا تا ساعت سهء بعد از ظهر ادامه يافت و از آن پس باد جنوبى وزيدن گرفت و درحالىكه كشتى را بسوى شمال و شمال شرقى مىراند ما را به دور قسمتى از جزيرهء هرمز گردش داد . در اين حالت قسمتهائى از جزيره را كه قابل رؤيت بود در دست چپ گذاشتيم و به دماغهاى رسيديم كه صومعهء نوتردام دو لسپرانس « 45 » در آن واقع است . در اينجا بندر و قسمتى از شهر و دژ آن را از نظر گذرانديم . به صومعه كه بيش از يك چهارم فرسنگ از آن فاصله نداشتيم سلام گفتيم و به نوتردام دولاروش « 46 » كه بر قلهء نمكى
هامش
( 43 )Naytaque( 44 )Niquiluze( 45 )Notre dame de l'esperance( 46 )Notre - dame de la Roche