مقاومت كرده مانع تسلط آنها بر جزيره شده بود . در اين دژ آبانبارى بزرگ هست كه گنجايش بيش از هزار پيپ « 306 » آب دارد . آن را از آب باران پر مىكنند كه پس از تهنشين شدن بسيار گوارا است .
دو روز پيش از دومين پهلو گرفتن ما در موزامبيك ، ماهيى سربازى را كه در نزديكى دژ آبتنى مىكرد در يك لحظه قطعهقطعه كرده بلعيده بود . در مدتى هم كه سفير در اين جزيره متوقف بود اين ماهيهاى درنده دو سياه پوست را در آبهاى نزديك شهرك خوردند .
اين حيوانات چنان ميل و اشتهائى به خوردن گوشت آدمى دارند كه بمحض آنكه كسى در آب بيفتد يا براى شنا بدان داخل شود بلافاصله پارهپارهاش مىكنند و مىخورند در بندر موزامبيك از اين نوع ماهى بسيار است . مردم محلى آنها را ماراكسو « 307 » و پرتغاليها تنتورهرا « 308 » مىنامند . اين ماهيها شباهت بسيارى به سگهاى دريائى دارند با جثهاى و پوزهاى بسيار بزرگتر . در سالى كه سفير از هرمز به فارس رفت چند ماه پيشتر ، در ساحل هرمز ، در قسمتى كه پشت خانهء شاه هرمز است دو ماهى بسيار بدشكل در نزديكى خشكى ديده بودند . اين ماهيهاى بسيار حريص و آدمخوار در همان روزها دو پسر و دو ملاح را كه اثرى از آنها در شهر نيافته بودند بلعيده بودند . دو بربر كه مردم هرمز اسلحه در اختيار آنها گذاشته بودند در دو زورق سوار شده مصمم به شكار اين ماهيهاى آدمخوار شدند .
آنها در انتهاى هريك از زورقها يك قلاب بزرگ ماهيگيرى بسته به هر قلاب نصف گوسفند آويختند و در جائىكه گمان مىرفت ماهيها پديدار شوند توقف كردند . هنوز طعمهها درست روى آب قرار نگرفته بود كه ماهيها بشدت بسوى آنها حملهور شدند و در چند لحظه گوشتها و قلابها را بلعيدند . در نتيجه زورقيان طنابها را با زورق كشيده حيوانات را پس از آنكه از كلنجار رفتن با قلابها و طنابها خسته شدند به خشكى كشيدند و از پا درآوردند . بربرها مىگفتند اين دو جانور نر و ماده بودند و تا آن روز نظيرشان ديده
هامش
( 306 )Pipeواحد كيل سابق اسپانياست . براى مايعات كه وزنهاى مختلف داشته است . - م .
( 307 )Maraxos( 308 )Tintoreras