مغرب واداشت . در اين روز ارتفاعمان چند دقيقه كمتر از يازده درجه بود . دو ساعت بعد از طلوع آفتاب ، جزاير كيرينبا را ديديم كه زمينى پست و تعدادى نخل دارند . در اين روز ملاحان چند ماهى دورادو شكار كردند كه يكى از آنها چهارپا طول داشت . آرامش هوا تقريبا در سراسر شب ادامه داشت .
روز بيستم كمى پيش از طلوع آفتاب ، بادى از شمال مىوزيد اما دو ساعت بعد ناگهان قطع شد و اين آرامش تا ساعت هشت ادامه يافت . با آغاز مجدد باد مسافتى بيش از دو روز گذشته بسوى جنوب و جنوبغربى پيموديم . در اين روز در ارتفاع 12 درجه بوديم .
در اين مسير از پرندگان اثرى ديده نمىشد اما ماهى فراوان بود .
ساعت هشت شب آخرين جزيرهء مجمع الجزاير كيرينبا را در دست راست گذاشتيم و گذشتيم .
روز بيست و يكم باد از جنوب و شمالشرقى وزيدن گرفت و رفته رفته خشكى چند كوه را بسيار دور از ساحل و خيلى نزديك به ناحيهاى مسكونى مشاهده كرديم . ارتفاع آفتاب سيزده درجه و ده دقيقه بود .
و ناخدا كه معتقد بود در دوازده فرسنگى جزيرهء موزامبيك هستيم ، بعد از غروب آفتاب ، به قصد آنكه شب را در اين جزيره توقف كند دستور داد يكى از لنگرها را آماده كنند . زيرا براى پرهيز از دوبارهكارى نمىخواست بدون شناسائى لنگرگاهى كه برج و باروى جزيره در آن ديده مىشد جلو رفته باشد . علت اين توقف آن بود كه سفير مىخواست دربارهء كشتيهائى كه سال گذشته از پرتغال حركت كرده ، و چنان كه گفتهايم ، جز يكى از آنها به هند نرسيده بود مذاكره كند . در اين موقع ساحل تقريبا در نيم فرسنگى دست چپ ما و سراسر از جنگلهاى انبوه پوشيده بود . بيشتر درختان اين جنگل آبنوس بود و در ميان آنها گلههاى فيل و ديگر وحوش زندگى مىكردند . در سراسر اين ساحل فقط يك اسكلهء خوب هست كه كشتيها مىتوانند در نيم فرسنگى خشكى ، در جائى كه عمق دريا حدود 25 ذراع است توقف كنند . در فاصلهء بين پيندا كه شب پيش از آن گذشته بوديم تا اين ساحل ، نه صخرهء مستورى هست و نه شنى كه مزاحم كشتيها
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: فيگوئروآ
ص٤٣٤