بادبانها طناب بستيم .
در آخرين روز ماه مارس ، باد اگرچه اندك موافق و بيشتر بسوى شرق متمايل بود ، دريائى بسيار آرام و هوائى بسيار مساعدتر از هواى گوآ داشتيم و چون در ارتفاع زياد حركت مىكرديم بسيار خوب پيش مىرفتيم .
در اولين روز ماه آوريل ، باد از جانب شمال و شمالشرقى مىوزيد . تا آنجا كه مىتوانستيم راه خود را بسوى شمالغربى ادامه داديم . در اين روز تعدادى گويوتا « 19 » و آلكاتراز « 20 » در هوا و تعداد زيادى دورادو در دريا مشاهده كرديم اما نوع ديگرى از ماهى نديديم .
روز دوم آوريل ، باد به طرف شمالشرقى و شرق متمايل شد اما چنان ضعيف بود كه جز به زحمت پيش نمىرفتيم و همواره با بادبانهاى طناب پيچيده مىرانديم . در كشتى هيچكس بيمار نبود زيرا شب هنگام هوائى گرمتر از گوآ داشتيم .
روزهاى سوم و چهارم و پنجم و ششم آوريل ، جهت باد گاهى از شمالشرقى و شمال و گاه شرق يا شمالشرقى بود و ما همواره بسوى شمالغربى مىرانديم اما بسيار كم پيش مىرفتيم زيرا يا باد كم بود يا اصلا نمىوزيد . ديگر ماهى دورادو صيد نمىكردند و در عوض آلكاتراز بسيار در هوا ديده مىشد . رنگ آب كاملا آبى بود و هيچگونه اثرى كه دال بر نزديك بودن خشكى باشد ديده نمىشد . چون هيچگونه استرلابى در كشتى نبود اطلاعى از ارتفاع آفتاب نداشتيم و ناخداى ما كه ايرانى و متولد موغستان « 21 » - جائى واقع در خشكى نزديك هرمز - بود و مصطفى نام داشت براى اندازهگيرى ارتفاع آفتاب يا ستارگان از هيچگونه وسيلهء علمى استفاده نمىكرد بلكه اختراعى بسيار عجيب و خشن به شكل شانه را به كار مىبرد كه چند ريسمان از ميان دندانههاى آن گذرانده بودند .
مصطفى اين اسباب را كه همهء دريانوردان و كشتيبانان عربستان
هامش
( 19 )Gauiota »( 20 )Alcatraz - Albatros »( 21 )Mogostan