تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
كرده خود را ، يعنى شرف مرتبهء خود را يا جود خود را .

9231

من منّ بمعروفه أفسده . هر كه منّت بگذارد باحسان خود فاسد كند آن را .

9232

من استوطأ « 1 » مركب الصّبر ظفر . هر كه بيابد راه پيماينده مركب صبر را فيروزى يابد ، مراد به « يافتن مركب صبر راه پيماينده » اينست كه بر مركب صبر سوار شود وبآن راه پيمايد از براي رسيدن بمنزل مقصود فرج وگشايش .

9233

من اختبر قلا وهجر . هر كه آزمايش كند دشمن گردد وترك كند ، مراد بيان حال مردم وبدى أكثر ايشانست بمرتبهء كه غالب اينست كه هر كه آزمايش كند كسى را دشمن گردد با أو وترك كند صحبت ودوستى أو را ، باعتبار اين كه بآزمايش بدى أو بر أو ظاهر گردد .

9234

من كفر النّعم حلّت به النّقم . هر كه كفران كند نعمتها را فرود آيد باو عقوبتها .

9235

من سكت فسلم كمن تكلّم فغنم . هر كه خاموش باشد پس سالم ماند مانند كسيست كه سخن گويد پس غنيمت يابد ، مراد ترغيب در مطلق خاموشيست واين كه غنيمت ونفعي كه بر خاموشى مترتّب مىشود كه آن سالم ماندن از زيان وخسرانست كمتر نيست از غنيمتى ونفعي كه گاهى بر سخن گفتن مترتّب مىشود .

9236

من كانت له فكرة فله في كل شيء عبرة . هر كه بوده باشد از براي أو فكرتى پس از براي اوست در هر چيز عبرتي ، يعنى از هر چيز پى مىبرد بحكمتها كه بكار أو آيد .
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « يقال : استوطأت المركب اى وجدته وطيئا » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 473 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)