Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 397

Contributors:

P.397
هر كه بسيار كند درس گفتن علم را فراموش نكند آنچه را دانسته ، وفايده برد آنچه را ندانسته ، مراد ترغيب در بسيار كردن مباحثه ومدارسهء علوم است واين كه آن باعث اين مىشود كه آنچه را داند فراموش نكند واستفاده كند در هر مباحثه چيزى چند ديگر كه ندانسته باشد .

8917

من أكثر الفكر فيما تعلّم أتقن علمه وفهم ما لم يكن يفهم . هر كه بسيار كند فكر را در آنچه آموخته محكم كند علم آنرا وبفهمد آنچه را نبود كه بفهمد ، اين نيز مضمون فقرهء سابقست .

8918

من عقل « 1 » تيقّظ من غفلته ، وتأهّب لرحلته ، وعمر دار اقامته . هر كه عالم شود يا عاقل باشد بيدار گردد از غفلت خود ، وآماده گردد از براي رحلت خود ، وآباد كند سراى أقامت خود را .

8919

من خضع لعظمة اللَّه ذلّت له الرّقاب . هر كه فروتنى كند از براي بزرگى خدا رام گردند يا خوارى كنند از براي أو گردنها ، يعنى مردم چنانكه شايعست كه تعبير ميكنند از شخص بسر وگردن .

8920

من توكّل على اللَّه تسهّلت له الصّعاب . هر كه توكّل كند بر خدا سهل گردد براي أو سختها يعنى كارهاى سخت دشوار .

8921

من اتّخذ أخا بعد حسن الاختبار دامت صحبته وتأكّدت مودّته . هر كه فرا گيرد برادرى بعد از نيكوئى آزمايش پاينده ماند صحبت أو ، ومحكم باشد
Footnote
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « عقل الغلام ( كضرب ) عقلا ومعقولا : أدرك فهو عاقل يقال : ما فعلت مذ عقلت ، وعقل فلان بعد الصبا عرف الخطأ الذي كان عليه ، والشّىء عقلا فهمه وتدبّره » .