Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 362

Contributors:

P.362
هر كه طلب احسان كند از تو اميدوار پس بتحقيق كه پيش داده بتو نيكويى گمان بتو را پس نوميد مگردان گمان أو را .

8754

من أبصر زلّته صغرت عنده زلّة غيره . هر كه بينا گردد بلغزش خود كوچك گردد نزد أو لغزش غير أو ، مراد اينست كه چون آدمي بر ظاهر وباطن خود مطّلع مىتواند شد پس اگر غافل نباشد وبلغزشها وبديهاى خود بينا گردد چندان لغزش وبدى در ظاهر وباطن خود يابد كه آنچه مطّلع شود بر آن از لغزش وبدى ديگرى در نظر أو در جنب آنها كوچك نمايد ، وممكن است كه مراد به « لغزش » سهو وخطاها باشد كه واقع شود در سلوك با مردم ، ومراد اين باشد كه هر كه بينا شود بلغزشهاى خود داند كه آدمي بىلغزش نمىباشد پس كوچك نمايد در نظر أو لغزشى كه ديگرى نسبت باو كرده باشد وچندان مؤاخذه وبازخواست نخواهد كرد .

8755

من لم يعرف الخير من الشّرّ فهو من البهائم . هر كه نشناسد خير را از شرّ پس أو از چارپايانست ، مراد از « نشناختن آن از اين » اختيار نكردن آنست بر اين ، واشاره است باين كه كسى كه اختيار آن بر اين نكند بايد كه نشناخته باشد آنها را وتميز نكرده باشد آن را از اين .

8756

من غلب عليه غضبه وشهوته فهو في حيّز البهائم . هر كه غلبه كند بر أو غضب أو وشهوت أو پس أو در موضع چارپايانست .

8757

من ضعف عن سرّه فهو عن سرّ غيره أضعف . هر كه ضعيف باشد از سرّ خود پس أو از سرّ غير خود ضعيف‌ترست ، مراد از « ضعيف بودن از سرّ » اينست كه آنرا نتواند نگاهداشت وفاش كند ، وغرض منع از اظهار سرّ خودست بكسى كه سرّ خود را نگاه ندارد ، ودر بعضي نسخه‌ها « سرّ »