گويند كه در دل در آيد ، ومراد اينست كه نمىشود كه در دلها وسوسههاى بد يا قصدهاى بد در نيايد نهايت عقل منع ميكند از آنها ، يعنى حكم ميكند بفساد وبطلان آن وسوسهها ، يا منع ميكند از عمل كردن بآن قصدها .
7341
للنّفوس طبائع سوء والحكمة تنهى عنها .
از براي نفسها خويهاى بد باشد وحكمت نهى ميكند از آنها ، مراد به « حكمت » علم راست درست است و « نهى كردن آن از خويهاى بد » نهى كردن آنست از عمل كردن بمقتضاى آنها ، يا نهى كردن از أصل آنها وداشتن نفس بر سلب آنها از خود .
7342
لبغضنا أمواج « 1 » من سخط اللّه سبحانه .
از براي دشمنى ما موجهائيست از درياى غضب خداى سبحانه .
7343
للمجترئ على المعاصي نقم من عذاب اللّه سبحانه .
از براي دليرى كننده بر معاصي انتقامها وعقوبتهاست از عذاب خداى سبحانه .
7344
لقد كاشفتكم الدنيا الغطاء ، وآذنتكم على سواء .
هر آينه بتحقيق كه برداشته دنيا از براي شما پرده را ، واعلام كرده شما را بر تساوى ، يعنى برداشته از براي شما پردهء خفا را از بىاعتبارى خود وبدى حرص بر آن ، واعلام كرده شما همه را بآن بر سبيل تساوى بي اين كه مخصوص ساخته باشد بآن بعضي را دون بعضي ، چه هر كه را اندك عقلي باشد ومشاهدهء تغيرات وتبدّلات پردرد وآلام آن كند ، بىاعتبارى آن وهمچنين بدى حرص بر چنين أمرى خوار بىاعتبار ظاهر وهويدا باشد وخفائى در آن نماند .
هامش
( 1 ) گمان ميكنم كه واعظ قزوينى - رضوان اللّه عليه - اين عبارت را : « أقطاب أفلاك عزّتند وأمواج درياى رحمت » كه در مقام وصف ائمّهء معصومين عليهم السلام در مقدّمهء جلد اوّل كتاب شريف « أبواب الجنان » كه از كتب بسيار نفيس بلكه بىمثل ونظير در موعظه وتهذيب اخلاق است تعبير كرده أصل آن استعاره وتشبيه را از اين حديث شريف فرا گرفته است .