تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

8204

من لم يسمح وهو محمود سمح « 1 » وهو ملوم . هر كه جود نكند وحال آنكه محمود باشد جود كند وحال آنكه ملوم باشد يعنى ملامت كرده شده باشد ، ظاهر اين معنى دوّم است كه در فقرهء سابق مذكور شد وحمل اين بر معنى اوّل خالى از دوريى نيست .

8205

من لم يحسن الاستعطاف قوبل بالاستخفاف . هر كه نداند استعطاف را برابر كرده مىشود باستخفاف ، « استعطاف » بمعنى طلب مهربانى كردنست وظاهر اينست كه در اينجا مراد أصل مهربانى كردنست وطلب منظور نيست ، و « استخفاف » بمعنى خوار وسبك گردانيدنست ومراد اينست كه هر كه نداند مهربانى كردن را ، يعنى نداند قدر مهربانى كردن با أو را وباين باصلاح نيايد وترك بدى ودشمنى نكند برابر كرده مىشود باستخفاف ، يعنى بايد كه در برابر اين صفت أو ومقابل آن استخفاف كرد أو را ، يعنى خوار وسبك كرد تا باصلاح آيد ، يا اين كه آن بجزاى اين خوار وسبك خواهد شد .

8206

من لم يحسن الاقتصاد أهلكه الاسراف . هر كه نداند ميانه روى را يا خوب نكند ميانه روى را هلاك گرداند أو را اسراف ، مراد مذمّت كسى است كه ميانه روى را نداند يا خوب نكند ومايل باسراف باشد باين كه اسراف أو را هلاك مىگرداند ، يعنى باعث هلاكت وزيان وخسران دنيوي واخروى أو مىگردد ، وامّا آنكه از ميانه روى مايل ببخل وتنگ‌گيرى باشد پس أو نيز مذموم است نهايت در اين فقرهء مباركه متعرّض أو نشده‌اند .

8207

من لم يجاهد نفسه لم ينل الفوز .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « سمح بكذا ( كمنع ) جاد ، ولى بالشئ سماحة أعطاني ايّاه ، والعودلان وسمح الرجل ( كشرف ) صار من أهل السّماحة فهو سمح وسميح ومسمح ومسماح » .