7821
من عصى اللّه ذلّ قدره .
هر كه نافرمانى كند خدا را خوار شود قدر أو ، يعنى در دنيا وآخرت .
7822
من كثر كلامه زلّ .
هر كه بسيار باشد سخن گفتن أو بلغزد ، زيرا كه نمىشود كه در سخن بسيار خطا وسهوى نشود ، وممكن است كه لغزيدن أو باعتبار همان أصل بسيار گفتن باشد ، زيرا كه باعث ملالت مردم مىشود وتنفر ايشان از أو .
7823
من كثر تغضّبه ملّ .
هر كه بسيار باشد بغضب آمدن أو ملول شوند مردم از أو وناخوش دارند أو را ، وممكن است كه « ملّ » بصيغهء معلوم خوانده شود ومعنى اين باشد كه أو خود ملول شود ، يعنى أكثر أوقات ملول ودلتنگ باشد .
7824
من اتّقى اللّه وقاه .
هر كه بترسد از خدا نگاه دارد خدا أو را .
7825
من توكّل على اللّه كفاه .
هر كه توكّل كند بر خدا كفايت كند خدا أو را ، يعنى كارگزارى كند أمور أو را چنانكه مكرّر مذكور شد .
7826
من اعتصم باللَّه نجّاه .
هر كه چنگ در زند بخدا يعنى متوسّل شود باو ، رستگارى دهد خدا أو را .
7827
من استنصحك فلا تغشّه .
هر كه طلب نصيحت كند از تو پس غشّ مكن با أو ، يعنى هرگاه كسى مشورت كند با تو وطلب اين كند كه با أو خالص باشى وآنچه خير أو را در آن دانى