تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

7566

لم يفكّر في عواقب الأمور من وثق بزور الغرور ، وصبا إلى زور السّرور . فكر نكرده در عاقبتهاى أمور كسى كه اعتماد كرده بر دروغ غرور وميل كرده بسوى دروغ سرور . مراد به « دروغ غرور » وعده‌هاى دروغست كه غرور وفريب دنيا باين كس مىدهد ، وبه « دروغ سرور » شادمانيهاى دروغست كه باز آن غرور وفريب وعده بآن مىدهند وبعمل نمىآيد واين بمنزلهء ذكر خاصّ بعد از عامّ است ودر بعضي نسخه‌ها « وصبا ( تا آخر ) » نيست ومراد اينست كه كسى كه اعتماد كند بر وعده‌هاى دروغ فريب دنيا وسعى كند از براي آنها البتة فكر نكرده در عاقبتهاى أمور خود ، واگر كسى فكر كند در آنها ميداند كه آنها بر تقديرى كه حاصل شود فانى وزايل است وبكار أو نمىآيد بلكه باعث زيادتى وبال أو مىشود سعى از براي چيزى بايد كه پاينده وباقي باشد كه آن سراى آخرت ونعمتهاى آنست .

7567

لم يصدق يقين من اسرف في الطّلب ، واجهد نفسه في المكتسب . راست نيست يقين كسى كه از حدّ بگذرد در طلب ، وبتعب اندازد نفس خود را در مكتسب ، يعنى يقين أو بأحوال مبدأ ومعاد درست نيست واگر نه بايست كه بداند كه زيادة بر ميانه روى در طلب وكسب در كار نيست وباعث فوت مهمات أخروي مىشود پس اجتناب كند از آن .

7568

لم يعقل من وله باللّعب ، واستهتر بالّلهو والطّرب . دريافت نكرده كسى كه شيفته شده بلعب وحريص گردانيده شده بلهو وطرب . « دريافت نكرده » ، يعنى صاحب عقل ودريافت نيست ، و « لهو ولعب » هر دو بمعنى بازيست ، و « طرب » بمعنى شادى واندوه هر دو آمده ومراد در اينجا شاديست وجمعى از أهل لغت « طرب » را بمعنى خفت وسبكى كه آدمي را عارض مىشود در وقت شدّت فرح يا حزن گفته‌اند وآنهم مراد مىتواند بود .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 106 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)