تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

5359

ربّ آمر غير مؤتمر . بسا أمر كنندهء أمر نپذيرندهء . مراد مذمّت جمعى از واعظان وامر كنندگان بمعروف است كه امر كنند مردم را بچيزى وخود نپذيرفته‌اند آن را وعمل نكنند بآن « 1 » .

5360

ربّ زاجر غير مزدجر . بسا باز دارندهء كه خود باز نايستاده باشد . اين نيز نظير فقرهء سابق است ومذّمت جمعى است كه نهى ميكنند مردم را از منكرات وخود باز نمىايستند از آنها .

5361

ربّ واعظ غير مرتدع . بسا موعظه كنندهء كه خود باز نايستد يعنى موعظه كنندهء كه منع كند از منكرات وخود باز نايستد از آنها ، واين همان مضمون فقرهء سابق است .

5362

ربّ عالم غير منتفع . بسا عالمي باشد كه نفع نيابد از علم خود بسبب اين كه عمل نكند بآن .

5363

ربّ خير وأفاك من حيث لا ترتقبه . بسا خيرى كه برسد بتو از جائى كه انتظار آن نكشى ، يعنى گمان آن نداشته باشى ، پس هرگز نا اميد نبايد بود .

5364

ربّ شرّ فاجاك من حيث لا تحتسبه . بسا شرّى كه ناگاه برسد بتو از جائى كه گمان آن نداشته باشى ، پس هر چند
هامش
( 1 ) حافظ در اين باب نيكو سروده :« واعظان كان جلوه در محراب ومنبر ميكنند * چون بخلوت مىروند آن كار ديگر ميكنند » « مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس * توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند ».