5359
ربّ آمر غير مؤتمر .
بسا أمر كنندهء أمر نپذيرندهء . مراد مذمّت جمعى از واعظان وامر كنندگان بمعروف است كه امر كنند مردم را بچيزى وخود نپذيرفتهاند آن را وعمل نكنند بآن « 1 » .
5360
ربّ زاجر غير مزدجر .
بسا باز دارندهء كه خود باز نايستاده باشد . اين نيز نظير فقرهء سابق است ومذّمت جمعى است كه نهى ميكنند مردم را از منكرات وخود باز نمىايستند از آنها .
5361
ربّ واعظ غير مرتدع .
بسا موعظه كنندهء كه خود باز نايستد يعنى موعظه كنندهء كه منع كند از منكرات وخود باز نايستد از آنها ، واين همان مضمون فقرهء سابق است .
5362
ربّ عالم غير منتفع .
بسا عالمي باشد كه نفع نيابد از علم خود بسبب اين كه عمل نكند بآن .
5363
ربّ خير وأفاك من حيث لا ترتقبه .
بسا خيرى كه برسد بتو از جائى كه انتظار آن نكشى ، يعنى گمان آن نداشته باشى ، پس هرگز نا اميد نبايد بود .
5364
ربّ شرّ فاجاك من حيث لا تحتسبه .
بسا شرّى كه ناگاه برسد بتو از جائى كه گمان آن نداشته باشى ، پس هر چند
هامش
( 1 ) حافظ در اين باب نيكو سروده :« واعظان كان جلوه در محراب ومنبر ميكنند * چون بخلوت مىروند آن كار ديگر ميكنند »
« مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس * توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند ».