Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 596

Contributors:

P.596
ونزديك مىسازد أو را باين كه فريب خورد وباور كند چيزى چند را كه در أو نباشد وعجب بهم رساند بسبب آنچه در أو باشد .

7120

كثرة الاكل والنّوم تفسدان النّفس ، وتجلبان المضرة . بسيارى خورد وخواب فاسد مىگردانند نفس را ، ومىكشند ضرر را ، « فاسد گردانيدن نفس » باعتبار كاهلي وكسالتى است كه حاصل شود از آنها ، ومانع شود از طاعات وعبادات يا نشاط در آنها ، يا تضيع أوقات وگذرانيدن آن بغفلت وبيخبرى بعبث در خواب زياد ، وكافيست همينها در كشيدن آنها مضرّت را با وجود مضرّتهاى بدني كه در هر يك از آنها باشد .

7121

كثرة الاكل تذفّر « 1 » . بسيارى خورش بر مىانگيزد بوى بد زير بغل را .
Footnote
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بذال نقطه‌دار ضبط كرده است وناسخان نيز همان طور نقل كرده‌اند ، در أقرب الموارد گفته : « ذفر الشيء ذفرا ظهرت راتحته واشتدّت طيبّة كانت أم خبيثة فهو ذفرو أذفر ، وهي ذفرة وذفراء ، والذّفر محرّكة شدّة ذكاء الرّيح ، وقيل : خاصّ برائحة الإبط المنتن » ودر نسخهء چاپ هند نيز اين كلمه چنانست كه شارح ( ره ) ضبط كرده است ليكن در چاپ صيدا بدال مهمله است ، در أقرب الموارد گفته : « دفر الطعام واللحم ( كعلم ) وقع الدود فيه والرجل ذلّ والشيء دفرا ودفرا خبثت رائحته فهو دفر وأدفر وهي دفرة ودفراء وأدفر الرّجل فاح ريح صنانه » در منتهى الإرب گفته : « دفر الطعام بدبو شد طعام ونيز دفر محركة افتادن كرم در طعام وخوارى ودفر ككتف گنده والمؤنث بالهاء أدفر گند ودفراء بالفتح مؤنث ادفر وگياه بدبو كه شتر آنرا نخورد » امّا قابل بحث‌تر از همهء اينها آنست كه « دفر » يا « ذفر » هيچيك از باب تفعيل بكار نرفته است واگر نسبت اين كلام بيكى از اين دو وجه به آن حضرت درست باشد دليل بر صحت استعمال آن وبر فوت ضبط آن از لغويان خواهد بود .