تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
وعملي با آن نيست « مانند كسى كه فارغ شده باشد از عمل خود وخشنود گردانيده باشد خداوند خود را » وديگر تكليفي بر أو نمانده باشد پس چنانكه أو ديگر بعملي نمىپردازد شما نيز نمىپردازيد پس گويا خود را چنان مىدانيد وگمان داريد كه فارغ شده‌ايد از عمل وجمع كرده‌ايد خشنودى پروردگار خود را .

6693

قد يكذب الرّجل على نفسه عند شدّة البلاء بما لم يفعله . گاه هست يا بسيارست كه دروغ مىگويد مرد بر نفس خود نزد سختى بلا به آن چه نكرده باشد آنرا ، مراد مثل اقرارهاى دروغ است كه مردم بر نفس خود ميكنند از براي خلاصي از كتك يا شكنجه يا از ترس آنها ، وغرض بىاعتبارى چنين اقرارهاست .

6694

قد أمرّ من الدّنيا ما كان حلوا ، وكدر منها ما كان صفوا . بتحقيق كه تلخ شده از دنيا آنچه بود شيرين ، وتيره شده از آن آنچه بود صاف مراد يا اخبار از خصوص آن زمانست ، يا از آن زمان وبعد از آن نيز كه آخر الزّمان است وبمنزلهء درد « 1 » دنياست كه باقي مانده . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در وصف منافقان يعنى جمعى از أصحاب خود كه باطن ايشان با ظاهر موافق نبوده .

6695

قد اعدّوا « 2 » لكلّ حقّ باطلا ، ولكلّ قائم مائلا ، ولكلّ حىّ قاتلا ، ولكلّ باب مفتاحا ، ولكلّ ليل صباحا .
هامش
( 1 ) « درد » بضمّ دال وسكون راء آنست كه در ته پياله وخمره از تيره وناصاف مايعى مانند شراب وروغن وغير آن مىماند ، مولوى گفته :« باده درد آلودتان مجنون كند * صاف اگر باشد ندانم چون كند »( 2 ) كذا در غير نسخهء أصل از نسخ شرح امّا شارح ( ره ) در نسخهء خود آنرا « قد اتّخذوا » ضبط كرده است وبعبارت « بتحقيق كه فرا گرفته‌اند » نيز آنرا ترجمه نموده است . ودر نهج البلاغة نيز بلفظ « قد أعدوا » نقل شده ( رجوع شود بمجلد دوم شرح ابن أبي الحديد چاپ أول مصر ، ص 556 ) وهمچنين است متن غرر ودرر ( چاپ صيدا ، ص 168 ، س 14 ، وچاپ هند ، ص 262 ، س 1 ) .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 483 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)