نعمتها ميكند وباعث دوام وپايندگى آنها مىگردد .
6488
في قطيعة الرّحم حلول النّقم .
در بريدن از خويش در آمدن عقوبتهاست ، يعنى سبب عقوبتهاى إلهي مىگردد .
6489
في لزوم الحقّ تكون السّعادة .
در لازم بودن حق ميباشد نيكبختى ، مراد به « لازم بودن حق » هميشه همراه بودن با آنست وجدا نشدن از آن در هيچ باب ، و « بودن نيكبختى در آن » ظاهرست .
6490
في الشّكر تكون الزّيادة .
در شكر ميباشد زيادتى ، يعنى زيادتى نعمت ، چنانكه مكرّر مذكور شد .
6491
في العدل صلاح البريّة .
در عدل است صلاح خلق ، يعنى در عدل پادشاهان وحكام است شايستگى وانتظام أحوال رعيت ، يا در عدل خلق است با يكديگر وظلم نكردن بر هم صلاح همهء ايشان .
6492
في الجور هلاك الرّعيّة .
در ستم است هلاك رعيت ، يعنى ستم پادشاهان وحكام يا ستم رعيت ميانهء خود بر يكديگر ، بر قياس فقرهء سابق .
6493
في الدّنيا عمل ولا حساب .
در دنيا عمل است ونيست حسابي ، بلكه حساب آن در آخرت خواهد شد ، ونيست در آن عملي ، چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد .
6494
في اخلاص الاعمال تنافس أولى النّهى والألباب .