تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

6265

عجبت لمن عرف ربّه كيف لا يسعى لدار البقاء . تعجب دارم از كسى كه بشناسد پروردگار خود را چگونه سعى نمىكند از براي سراى بقا ! ؟ وجه تعجب اينست كه كسى كه بشناسد پروردگار خود را ميداند صدق آنچه را خبر داده از آن از أحوال آخرت ونعمتهاى بىمنتهاى بهشت وشدّت عقاب وعذاب جهنم پس با وجود آن هر گاه سعى نكند از براي آخرت ورستگارى از آن عذابهاى أليم وفيروزى بآن ثوابهاى جسيم كمال تعجب باشد از آن .

6266

عجبت لمن ينشد « 1 » ضالّته وقد اضلّ نفسه فلا يطلبها . تعجب دارم از كسى كه طلب ميكند گم شدهء خود را وحال آنكه بتحقيق گم كرده نفس خود را پس طلب نمىكند آن را ، تعجب از عاصيانست كه اگر چيزى از ايشان گم شود طلب ميكنند آن را وسعى ميكنند از براي يافتن آن ، وحال آنكه گم كرده‌اند نفس خود را يعنى از دست داده‌اند ودر فرمان خود ندارند چنانكه گويا گم شده از ايشان وطلب نمىكنند آنرا وجويائى آن نمىكنند ، با آنكه گرانمايه‌ترين چيزهاى ايشانست .

6267

عجبت لمن ينكر عيوب النّاس ونفسه أكثر شيء معابا ولا يبصرها . تعجب دارم از كسى كه بد ميداند عيبهاى مردم را ونفس أو بيشتر چيزيست بحسب عيب ونمىبيند آنرا ، يعنى عيب نفس أو بيش از همه چيزيست وبفكر آن واصلاح آن نمىافتد چنانكه گويا نمىبيند آنرا .

6268

عجبت لمن يتصدّى لا صلاح النّاس ونفسه اشدّ شيء فسادا ، فلا يصلحها ويتعاطى اصلاح غيره .
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « نشد الضّالّة ( كنصر ) نشدا بالفتح ونشدة ونشدانا بكسر هما جست گمشده را وتعريف آن نمود » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 340 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)