Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 339

Contributors:

P.339
مذكور شد كسى را گويند كه تمناى زوال نعمت كسى كند وبسبب آن غمگين واندوهناك گردد خواه از براي خود خواهد آن را وخواه نه ، ومراد اينست كه تعجب است كه حسودان غافلند از عمده‌ترين نعمتها كه مردم دارند كه سلامتى بدن است در هر كه باشد ، هر گاه رشك بر نعمتهاى ديگر برند هر چند سهل باشد بايد كه برين نعمت عظمى هم رشك برند وبسبب آن هم اندوهناك گردند وغرض أزين يا زياد كردن آزار ايشان است باين كه بفكر اين نعمت نيز بيفتند وبر آن نيز رشك برند وغمگين واندوهناك گردند ، يا اين كه هر گاه بر آن رشك نمىبرند واندوهگين نمىگردند پس نعمتهاى ديگر را نيز بر آن قياس كنند ورشك نبرند وبعبث اندوهناك نگردند . وممكن است كه مراد اين باشد كه تعجب است كه حسودان از چنين نعمتي غافلند وبعبث خود را بسبب حسد ورشكى كه مىبرند از آن محروم ساخته‌اند ورنجور غم واندوه گردانيده‌اند .

6263

عجبت لغفلة ذوى الألباب عن حسن الارتياد ، والاستعداد للمعاد . تعجب دارم از غفلت صاحبان عقلها از نيكوئى طلب كردن وآماده شدن از براي روز بازگشت ، « از نيكوئى طلب كردن » يعنى از اين كه نيكو طلب كنند توشه وذخيرهء آخرت را ، و « آماده شدن از براي روز بازگشت » بمنزلهء تفسير آنست .

6264

عجبت لمن عرف نفسه كيف يأنس بدار الفناء . تعجب دارم از كسى كه بشناسد نفس خود را چگونه انس مىگيرد بسوى سراى فنا ؟ ! وجه تعجب اين است كه كسى كه نفس خود را بشناسد ميداند قابليت واهليت خود را از براي مراتب عاليهء باقيهء أخروي وبا وجود آن بايد كه نپردازد وانس نگيرد بدنياي فانى خسيس كه مانع از آنست پس اگر كسى با وجود آن شناخت « 1 » انس بگيرد بدنيا محلّ تعجب است .
Footnote
( 1 ) « شناخت » مصدر مرخّم است بحذف نون ، ومراد معرفت است .