تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
از آن فزايش كند مثل آب زير زمين را كه مادّهء چشمه‌ها گويند ، وحوضي را كه از آن آب بحوض ديگر رود « مادّهء آن حوض » گويند و « امكان » بمعنى متمكن ساختن كسى است از كارى وقادر وتوانا نمودن بر آن ، ومراد اينست كه عادت كردن باحسان سبب اين مىشود واز آن ميفزايد متمكن ساختن خود از مطالب ومقاصد ، وقادر وتوانا نمودن بر آنها ، وممكن است كه « امكان » بمعنى صاحب مكانت ومنزلت گردانيدن باشد ومراد اين باشد كه عادت كردن باحسان مادّهء گردانيدن خود مىشود صاحب مكانت ومنزلت نزد مردم .

6238

عادة اللّئام المكافاة بالقبيح عن الاحسان . عادت لئيمان يعنى مردم دنى پست مرتبه جزا دادن بزشت است از احسان ، يعنى اين كه بعوض نيكى كه كسى بايشان كند وتلافى آن بدى كنند .

6239

عادة الاغمار قطع موادّ الاحسان . عادت جاهلان كه تجربهء چيزها نكرده باشند بريدن مادّه‌هاى احسانست يعنى هر چيزى كه احسان از آن فزايش كند وسبب آن شود ومراد اينست كه مادّه‌هاى احسان كردن خود را قطع ميكنند وراه آن بخود نمىدهند يا اين كه قطع مادّه‌هاى احسان ديگران ميكنند باعتبار اين كه احسانى كه كسى بايشان كند شكر نمىكنند بلكه بتلافى آن بدى ميكنند اين باعث بىرغبتى مردم مىشود باحسان وسبب اين كه ترك آن كنند .

6240

عادة الكرام الجود . عادت كريمان بخشش است . مراد به « كريمان » مردم گرامى بلند مرتبه است .

6241

عادة اللّئام الجحود . عادت لئيمان انكار است . مراد به « لئيمان » مردم دنى پست مرتبه است يا
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 331 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)