نزد امتحان ظاهر مىشود عقلهاى مردان يعنى تا امتحان فكرها وتدبيرهاى مرد وسلوك أو در كسب دنيا وآخرت نشود مرتبهء عقل أو ظاهر نگردد واگر نه بسا باشد كه كسى باعتبار دولتي كه داشته باشد در كمال عقل نمايد وچون تجربه شود خلاف آن ظاهر گردد .
ودر بعضي نسخهها بجاى « الخبرة » بخاى نقطهدار مكسور وباي يك نقطه كه بمعنى امتحان است « 1 » چنانكه ترجمه شد « الحيرة » است بحاى بىنقطهء مفتوح وياى دو نقطهء زير بمعنى حيرانى ، وبنا بر اين معنى اينست كه : نزد حيرانى ظاهر مىشود عقلهاى مردم يعنى هر گاه در حيرانيها تدبير وچارهء كار كنند بآن مراتب عقلهاى ايشان ظاهر گردد ونسخهء اوّل ظاهرترست .
6208
عند حضور الآجال تظهر خيبة الآمال .
نزد حاضر شدن أجلها ظاهر مىشود زيان وخسران اميدها ، يا محرومى ونوميدى اميدها يعنى لغو بودن آنها ونرسيدن آنها بمطلبها .
6209
عند هجوم الآجال تفتضح الأماني والآمال .
نزد ناگاه در آمدن أجلها رسوا مىشود آرزوها واميدها ، چه در آن وقت ظاهر مىشود كه ثمره نداشتهاند بغير از اين كه مانع مىشدند از سعى از براي آخرت كه بدترين زيانها وخسرانهاست .
6210
عند تصحيح الضّمائر يبدو غلّ السّرائر .
نزد درست كردن ضميرها آشكار مىشود كينهء درونها . « ضمير » بمعنى سرّ است وآنچه در خاطر باشد ومراد اينست كه نزد درست رسيدن بسرّها واستكشاف مكنونات خاطرها ظاهر مىشود كينهء درونها واين كه كه كينه دارد وكه ندارد .
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « خبره بالكسر آگاهى بچيزى وآزمايش » ونيز گفته .
« خبره خبرا بالضمّ وخبرة بالكسر آزمود وى را » .