« خواننده وشبان » هر دو يك كس باشد كه مردم را براه حق خوانده وتربيت ايشان كند وببرد هر كه را أطاعت أو كند بآن راه ، ومراد بآن حضرت رسالت پناهى وخلفاى معصومين أو باشد صلوات اللّه وسلامه عليهم هر يك در عصر خود ، وبر هر تقدير مراد اينست كه شما مهمل واگذاشته نشدهايد بلكه خوانده شدهايد بسوى راهى ، وتربيت كنندهء مقرّر شده از براي شما ، پس بايد كه متوّجه آن راه شويد وأطاعت كنيد تربيت كننده را تا بسعادت ابدى وفيروزى سرمدي فايز گرديد .
5124
دار بالبلاء محفوفة وبالغدر موصوفة « 1 » لا تدوم أحوالها ولا يسلم نزّالها .
خانهايست ببلا فرو گرفته شده ، وببى وفائى وصف كرده شده ، پاينده نمىماند أحوال آن ، وسالم نمىماند فرود آيندگان آن . اين كلام را در وصف دنيا فرمودهاند ومعنى آن ظاهرست ومحتاج بشرح نيست .
5125
دار هانت على ربّها فخلط حلالها بحرامها ، وخيرها بشرّها ، وحلوها بمرّها .
خانهايست كه خوارست بر صاحب آن ، پس آميخته كرده حلال آنرا بحرام آن ، وخوب آنرا ببد آن ، وشيرين آنرا بتلخ آن . اين كلام را نيز در وصف دنيا فرمودهاند ومراد اينست كه : آن خانهايست كه آنرا قدر وقيمتي نزد پروردگار آن نيست ، زيرا كه آنرا سراى أقامت از براي كسى نكرده ومخصوص دوستان خود نگردانيده ، بلكه سرائى گردانيده كه چند روزى وارد شوند بر آن وامتحان خوب وبد ومطيع وعاصى در آن بشود تا هر كس بسزا وجزاى خود برسند ، پس أزين راه آنرا پاكيزه
هامش
( 1 ) در نهج البلاغة : « معروفة » ، رجوع شود بخطبهء 224 ( ج سوم شرح ابن أبي الحديد ، چاپ اوّل در مصر ، ص 83 ) .