نيكبختى مرد در جمع كردن دين أو وعمل كردن از براي آخرت اوست ، مراد به « جمع كردن دين » بدست آوردن آن وحفظ كردن آنست .
5625
سوء الظّنّ يردى مصاحبه وينجى مجانبه .
بد گمانى هلاك مىگرداند مصاحب خود را ، ورستگار مىگرداند دورى كننده از آنرا ، مراد عمل كردن ببد گمانى است زيرا كه ظاهرست كه أصل بدگمانى مقدور كسى نيست وهر گاه عمل بآن نشود هلاك بر آن مترتّب نشود .
5626
سبع اكول حطوم خير من وال ظلوم غشوم .
جانور درندهء خورندهء بر هم شكننده بهترست از أمير ستمكار ظلم كننده .
5627
سوء الجوار « 1 » والإساءة إلى الأبرار من أعظم الّلؤم .
بدى همسايگى وبدى كردن بسوى نيكوكاران از بزرگترين دنائت وناكسى است .
سوء الخلق شؤم ، والإساءة إلى المحسن لؤم .
بدى خوى شوم است وبدى كردن بسوى احسان كننده دنائت وناكسى است ، اين فقرهء مباركه در أوايل اين فصل مذكور شد وسهوا مكرّر نقل شده « 2 » .
5628
سفك الدّماء بغير حقّها يدعو إلى حلول النّقمة وزوال النّعمة .
ريختن خونها بغير حقّ آنها مىخواند بسوى فرود آمدن عقوبت وزايل شدن نعمت ، يعنى سبب فرود آمدن عقوبت وانتقام در دنيا وزوال نعمت در آن مىشود زيادة بر عذاب وعقاب اخروى .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « الجوار » را بضم جيم وكسر آن ضبط كرده وبر روى آن « معا » نوشته يعنى قرائت آن بهر دو وجه درست است ، در منتهى الإرب گفته : « جاوره مجاورة وجوارا بالضمّ وقد يكسر همسايگى كرد با أو ودر زنهار وى شد » .
( 2 ) نظر باين تصريح شماره براي حديث نگذاشتيم .