تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
جايز مىشود فعل هر يك چنانكه جايز است اظهار كلمه « كفر » نزد چنين خوفي وجايز است در هريك كه نكند آن را هر چند داند كه كشته مىشود هرگاه غرض اعزاز دين باشد چنانكه در حال « جبر » بر كفر جايز است تن در دادن بكشتن وترك اظهار كفر از براي اعزاز دين ، واين كه آن حضرت « برائت » را منع كرده باعتبار اين است كه اين لفظ وارد نشده در قرآن مجيد مگر نسبت بمشركان پس بحكم عرف شرعي مخصوص شده بايشان پس نهى آن حضرت محمول مىشود بر اين كه حرمت آن زيادة است از حرمت « سبّ » هر چند حكم آنها در عدم جواز بي اكراه وجواز بآن يكى باشد بعد از آن گفته : واما اماميه مىگويند كه : اكراه بر « سبّ » جايز مىسازد اظهار آن را وجايز نيست تن در دادن بقتل با آن واما اكراه بر « برائت » پس جايز است با آن تن در دادن بقتل وجايز است اظهار تبرى ، وتن در دادن بقتل بهتر است ، تمام شد كلام أو وآنچه أو از اماميه نقل كرده در كلام علماى ما بنظر اين فقير نرسيده وفاضل متتبع قاضى نور اللّه شوشترى رحمه اللّه در كتاب « إحقاق الحق » گفته كه اماميه گفته اند كه اظهار « تبرّى » از أئمة عليهم السلام در مقام تقيه حرام است واستدلال كرده اند بر آن بقول أمير المؤمنين عليه السلام « 1 » كه فرموده « اما السب فسبوني فإنه لي زكاة ولكم نجاة واما البراءة فمدّ والأعناق » يعنى اما دشنام‌دادن من يعنى در مقام تقيه پس دشنام دهيد مرا پس بدرستى كه آن از براي من زكاتى است واز براي شما نجاتي است ، واما برائت پس بكشيد گردنها را يعنى راضى شويد بآن وبكشيد گردنها را از براي كشته شدن بر سر آنها . وپوشيده نيست كه بنا بر آنچه أو نقل كرده از مذهب اماميه نهى از برائت در اين فقره مباركه بر نهى از اظهار بيزارى جستن نيز محمول مىتواند شد ولازم نيست حمل بر نهى از برائت در دل چنانكه ما ذكر كرديم ، نهايت در كلام ديگرى از علماى ما مدعى به آن چه أو نقل كرده بنظر
هامش
( 1 ) ابن أبي الحديد را نسبت باماميه داده كه چنين روايت كرده از أمير المؤمنين عليه السلام « منه »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 71 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)