Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 325

Contributors:

P.325
وزيادة بر آن چندان در كار نيست بلكه حرص بر آن مانع از سعى از براي آخرت مىشود وبا وجود اين مراتب ظاهرست كه رغبت أو در دنيا كم مىگردد .

4602

ثمرة العقل لزوم الحقّ . ميوه عقل وخرد لازم بودن با حق است وجدا نشدن از آن ، زيرا كه عاقل ميداند كه لازم بودن با حق در هر باب سبب سعادت ونيكبختى أو مىگردد وميل از آن وعدول بباطل سبب شقاوت وبدبختى ، پس اگر عاقل عمل بمقتضاى عقل خود كند وخود را بسعادت رساند عقل أو را ثمره باشد ، واگر عمل نكند وبدبخت گردد ثمره بر عقل أو مترتّب نگردد .

4603

ثمرة الأدب حسن الخلق . ميوه أدب آموختن نيكوئى خو وخصلت است ، يعنى اين است كه آدمي خوى وخصلت خود را نيكو كند ، پس هر كه چنان نكند ثمره بر أدب آموختن أو مترتّب نگردد .

4604

ثمرة التّفريط ملامة . ميوه تقصير كردن سرزنشى است يعنى تقصير كردن در أمور اخروى ، وهمچنين آنچه ضرور باشد از أمور دنيوي . ومراد بسرزنش سرزنش خدا وخلق هر دو است .

4605

ثمرة الفوت ندامة . ميوه فوت پشيمانى است . مراد فوت كردن هر مطلب ضروري است از مطالب آخرت ودنيا ، وغرض اينست كه كاهلىكردن در آنها وسعى نكردن تا اين كه فوت شود ثمره بغير ندامت وپشيمانى ندارد .

4606

ثمرة العجب البغضاء . ميوه خود بيني شدّت دشمنى است . يعنى دشمنى حق تعالى يا صاحب آن ، ودشمنى خلق نيز .

4607

ثمرة المراء الشّحناء .