Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 261

Contributors:

P.261
باشد وغرض از اين كلام آن باشد وحديث مذكور محمول شود بر اين كه حق تعالى از راه تفضل صدقه را بده برابر مضاعف كند وصله رحم را ببيست وچهار برابر وبنا بر اين زيادة بودن ثواب تفضلى صله رحم بر صدقه كه از آن مستفاد مىشود منافاة ندارد با تساوى هر دو در ثواب استحقاقى ، وممكن است كه مراد باحسان بخويشان در اينجا احسانها ومهربانيهاى غير مالي باشد وثواب آنها ثواب صدقه باشد ومراد بآن حديث اين باشد كه مالي كه در صله رحم داده شود ببيست وچهار برابر مضاعف شود واين زيادتى بر صدقه منافاة ندارد با اين كه احسانهاى ديگر با خويشان برابر باشد با صدقه واللّه تعالى يعلم .

4428

بلاء الانسان في لسانه . بلاى آدمي در زبان اوست يعنى بسيار است كه از راه زبان ببلاها گرفتار مىشود از بلاهاى اخروى ودنيوي واگر زبان خود را نگاهدارد از آنها محفوظ مىماند واين ظاهر است .

4429

بيان الرّجل ينبئ عن قوّة جنانه . گفتار مرد خبر مىدهد از قوّت دل أو يعنى از گفتار أو قوّت وضعف دل أو را استنباط مىتوان كرد .

4430

بادر الطّاعة « 1 » تسعد . پيشى گير بطاعت يعنى فرمانبردارى حق تعالى تا نيكبخت شوى . واين فقره اگر چه بلفظ « بادر » است ومناسب اين بود كه در فصل سابق سابق كه در ذكر فقراتى بود كه عنوان آنها « بادر » يا « بادروا » باشد مذكور شود نهايت چون فقره بعد كه أخت آن است بلفظ « بادر » نبود بآن اعتبار هر دو را در اين فصل ذكر نمود نه در آن فصل .
Footnote
( 1 ) در بعضي نسخه ها بجاى « بادر الطاعة » « باكر الطاعة » ضبط است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 261 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)