Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 605

Contributors:

P.605
پس مقاربت كند با زن خود تا آن ميل وخواهش أو زايل شود ودر حرامى نيفتد زيرا كه زن أو هم زنى است وعوض آن زن مىشود همين كه مقاربت با أو كرد خواهش زن ديگر نمىكند ودر بعضي نسخه‌ها بدل « هباب » بدوباى يك نقطهء زير « هناتها » بنون وتاى دو نقطهء بالا واقع شده بنا بر اين معنى اين است كه اين سبب خصلتهاى بد مىشود در آنها ، ومراد همان ميل وخواهش بآن مادة است وآنچه متفرّع مىشود بر آن ، ودر كتاب مستطاب نهج البلاغة نقل شده كه آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه نشسته بودند با أصحاب خود پس گذشت بايشان زن صاحب جمالى پس قوم بگوشهء چشم نظر باو افكندند ، پس آن حضرت اين كلام را فرمود .

3636

انّ أحسن النّاس عيشا من حسن عيش النّاس في عيشه . بدرستى كه نيكوترين مردم بحسب زندگانى كسيست كه نيكو باشد زندگانى مردم در زندگانى أو يعنى مردم بسبب وجود أو در رفاهيت باشند مثل حاكمى كه دفع ظلم كند از رعيّت يا كسى كه عطاها واحسانهاى أو بمردم برسد .

3637

انّ احسانك إلى من كادك من الاضداد والحسّاد لا غيظ عليهم من مواقع اسائتك منهم وهو داع إلى صلاحهم . بدرستى كه احسان كردن تو بكسى كه مكر كند با تو از دشمنان وحسودان هر آينه خشم آورنده‌ترست بر ايشان از جايگاههاى بد كردن تو از ايشان ، واين خواننده است بصلاح ايشان . مراد اينست كه هرگاه احسان كنى با دشمنان وحسودان اين معنى بيشتر خشم مىآورد ايشان را از أموري از ايشان كه واقع شده باشد بد كردن تو با ايشان در آنها باعتبار اين كه كمال خجالت وانفعال حاصل شود ايشان را از اين وسبب رشكى ديگر شود از براي ايشان بخلاف بدى كه بكنى با ايشان ، زيرا كه آن قدر متأثر نشوند از آن وبا وجود اين اين معنى باعث اين شود كه ايشان بصلاح آيند وترك دشمنى وحسد كنند با تو .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 605 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)