2358
احبب في اللّه من يجاهدك على صلاح دين ويكسبك حسن يقين .
دوست دار در راه خدا كسى را كه جنگ كند با تو بر سر امرى كه صلاح دين تو در آن باشد ، وبپوشاند بتو نيكوئى يقين يعنى علم راست درستى تعليم تو كند .
2359
اتّق اللّه بعض التّقى وان قلّ واجعل بينك وبينه سترا وان رقّ .
بترس از خدا بعضي از ترسيدن واگر چه اندك باشد وبگردان ميانهء خود وميانهء أو پردهء واگر چه تنك « 1 » باشد يعنى اگر روشى « 2 » كه بايد ترس از خدا نداشته باشى يعنى ترسى كه مانع تو شود از جميع عصيانها پس البتّه يك قدرى ترس از أو داشته باش « 3 » وپردهء ميانهء خود وميانهء أو بگذار واگر چه تنك باشد كه اگر كسى بالكلّيّه ترس از أو نداشته باشد وهيچ پردهء ميان خود وخدا نگذارد آن كس بمنزلهء كافر خواهد بود نعوذ باللّه منه .
2360
الزم الحقّ ينزلّك منازل أهل الحقّ يوم لا يقضى الّا بالحقّ .
لازم باش حقّ را وجدا مشو از آن تا فرود آورد ترا بمنزلهاى أهل حقّ در روزى كه حكم كرده نمىشود مگر بحقّ .
2361
الن كنفك وتواضع للّه يرفعك .
نرم گردان جانب خود را وفروتنى كن از براي خدا تا اين كه بلند گرداند ترا ، مراد به « نرم كردن جانب » نرمى ومهربانى كردن با مردم است .
هامش
( 1 ) « تنگ » بضمّ تاء ونون وكاف عربى بمعنى باريك ونازك واندك ونظائر آنست .
( 2 ) كذا في الأصل .
( 3 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار « داشته باشى » .