تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
گران ودشوار نباشد .

2024

الغمّ يقبض النّفس ويطوى الانبساط . غم واندوه گرفته ميكند نفس را ودر مىنوردد گشادگى را ، مراد از اين دو فقره اين است كه آدمي از براي أمور دنيا بايد كه راه غم واندوه بخود ندهد وهميشه خود را شاد دارد زيرا كه تيمار « 1 » أمور دنيا سهل است ، ومفسدهء غم واندوه عظيم .

2025

التّلطّف في الحيلة أجدى من الوسيلة . مهربانى كردن در چاره‌گرى سودمندتر است از وسيله ودست آويز ، يعنى بسيارى از أمور هست مثل دفع دشمنيها ونزاعها وجدالها كه چارهء آنها بمهربانى كردن بهتر شود از وسيله ودست آويز جستن ، وممكن است كه مراد اين باشد كه تأمل كردن در باطن وچارهء هر كارى وتعمّق در آن سودمندتر است از وسيله ، زيرا كه هيچ كارى نيست كه اگر كسى نيكو تأمّل كند در چارهء آن چارهء از براي آن نتواند يافت يا مراد اين باشد كه چارهء لطيف ودقيق يافتن از براي كارها سودمندتر است از وسيله ، پس در هر كارى بايد فكر كند شايد چارهء لطيفى بخاطر رسد .

2026

الحازم من تخيّر لخّلته فانّ المرء يوزن بخليله . دور انديش كسى است كه برگزيند از براي دوستى خود پس بدرستى كه مرد سنجيده مىشود بدوست أو يعنى هر گاه آدمي دوستى خواهد بگيرد بايد تأمّل كند وكسى را اختيار كند كه اهليّت آن داشته باشد ومتّصف بفضائل ونيكوئيها باشد زيرا كه مردم هر كس را با دوست أو بسنجند وقدر وقيمت أو را مثل قدر وقيمت دوست أو دانند .

2027

الدّنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع والنّوائب . دنيا پر است بمصيبتها ، آينده است بدردها وماتمها .
هامش
( 1 ) تيمار پرستارى بيمار وغمخوارى ونگهدارى وى ونظائر آنرا گويند .