Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 340

Contributors:

P.340
داشته باشد كه كسى آرزوى آن كند وخواهد كه مثل آن را داشته باشد نه اين كه آن منتقل شود از صاحب آن باو ، ومراد اين است كه : نعمتي كه كسى داشته باشد كه قابل اين باشد كه مردم آرزوى آن كنند يقين أو قوى است يعنى بأحوال مبدأ ومعاد .

1287

المغبون من فسد دينه . مغبون كسى است كه فاسد شده باشد دين أو ، « مغبون » كسى را گويند كه فريب خورده باشد چنانكه گويند كه : فلان در خريد يا فروخت مغبون است ، يعنى فريب خورده وبزياد از قيمت واقع خريده يا بكمتر از قيمت واقع فروخته ، ومراد اين است كه غبن عمده اين است كه كسى كارى بكند كه ضررى بدين أو رساند وهر چند نفع دنياي آن در آن باشد وغبنهاى ديگر كه در آن همين زيان دنيا باشد سهل است .

1288

المؤمن منيب مستغفر توّاب . مؤمن يعنى كسى كه تصديق بخدا ورسول وگفتهاى ايشان داشته باشد انابت كننده استغفار كننده توبه كننده است ، ومراد اين است كه : مؤمن بايد كه چنين باشد وكسى كه چنين نباشد ايمان أو كامل نيست وگويا كه مؤمن نيست و « انابت » بمعنى رجوع از گناه است يعنى پشيمانى بر آن وبازگشت بحقّ تعالى وأطاعت وانقياد أو وتوبه نيز بهمين معنى است وذكر آن از براي تأكيد است ، و « استغفار » بمعنى طلب آمرزش است وگاهى استعمال شود در طلب آمرزشى كه با توبه وپشيمانى باشد وبر هر تقدير ذكر آن بمنزله تأكيد است .

1289

المنافق مكور مضرّ مرتاب . منافق يعنى كسى كه اظهار ايمان كند ودر باطن ايمان نداشته باشد مكر كننده وضرر رساننده ومرتاب است يعنى علامت منافق اين است كه بسيار مكر كند با مؤمنان وضرر رساند بايشان ومرتاب باشد يعنى بدگمان باشد بمؤمنان وبر ايشان