Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 315

Contributors:

P.315
بديگرى در حذر از انتقام وتلافى أو نيز بايد بود واز آن راه هميشه بايد خائف بود وأيضا تحصيل خيرات بعزمها وقصدها حاصل شود هر چند أو را ميسّر نشود بخلاف بدى كه تا بعمل نيايد بر أو نوشته نشود پس ترك كردن امر آسان با همه اميد فضل واحسان حقّ تعالى بازاى آن وپرداختن بأمر دشوار با همه خوف وبال ونكال آن غايت حماقت وابلهى است .

1200

الاشتغال بالفائت يضيّع الوقت . مشغول شدن بأمري كه زايل شود يعنى مطالب دنيويّه ضايع ميكند وقت را وباعث اين مىشود كه صرف نشود در آنچه بايد از تحصيل خيرات ابديّه وسعادات سرمديّه .

1201

الرّغبة في الدّنيا توجب المقت . رغبت در دنيا وحرص بر آن موجب مقت ودشمنى حقّ تعالى مىگردد .

1202

المشيب رسول الموت « 1 » سفيدى مو پيغام‌آور مرگ است ، پس بعد از آن تأخير در تهيّه سفر آخرت كمال سفاهت وبىعقلى است .

1203

المجرّب « 2 » احكم من الطّبيب . تجربه وآزمايش كننده داناترست از طبيب يعنى كسى كه خود نفع وضرر امرى را تجربه كرده باشد ظنّ أو در آن باب قوىتر از ظنّ طبيب است كه بأسباب وعلامات يا تجربه بعضي موادّ حاصل شده باشد ، پس كسى كه بقول طبيب عمل كند روا نباشد كه بتجربه‌هاى خود در هر باب عمل نكند ، وچيزى كه از آن ضررى ديده باشد ارتكاب نمايد يا آنچه را از آن منتفع شده باشد ترك نمايد .

1204

الغريب من ليس له حبيب . غريب كسى است كه نبوده باشد از براي أو دوستى ، پس هر كه در جائى دوستى
Footnote
( 1 ) ترجمه اين فقره است اين مصراع از نظامى :« موى سفيد از اجل آرد پيام ». ( 2 ) كذا بخط الشارح ودر قاموس است : « ورجل مجرّب كمعظم بلى ما عنده ومجرب عرف الأمور » يعنى مجرّب بصيغة فاعل داناى كارها وبصيغة مفعول مرد آزموده
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 315 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)