Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 192

Contributors:

P.192
يعنى هرگاه كسى با كسى مصلحت بيند ومشورت كند پس اگر آن كس خيانت كند با أو وشرط نصيحت وخلوص بجا نياورد وآنچه را صلاح أو داند باز نگويد اين بمنزله اين است كه دروغ گفته باشد .

739

النّفاق توأم الكفر . نفاق توأم كفر است ، « توأم » طفلى را گويند كه با طفل ديگر از يك شكم همراه متولّد شود و « بودن نفاق توأم كفر » هرگاه نفاق با خداى عزّ وجلّ باشد ظاهر است ، واگر نفاق با ديگران نيز مراد باشد بايد كه محمول شود بر مبالغه در بدى وقبح نفاق واين كه آن بمنزله كفر است چنانكه قبل از اين مذكور شد .

740

الغشّ شرّ المكر . غشّ بدترين مكريست ومراد به « غشّ » صاف وخالص نبودن وموافق نبودن ظاهر است با باطن ، يا در مصلحتها ومشورتها خلاف اعتقاد خود را گفتن .

741

النّفاق يفسد الايمان . نفاق فاسد ميكند ايمان را ، ظاهر اين است كه مراد نفاق با مردم است واين كه آن ايمان را ناقص ميكند ، وگاه مىشود كه بتدريج سبب فساد وبطلان آن گردد ، وممكن است كه مراد نفاق با خدا باشد ومراد اين باشد كه ايمان بانفاق فاسد است وايمان نيست .

742

الكذب يزرى بالانسان . دروغ عيبناك گرداند آدمي را وعيب أو باشد .

743

الرّفق عنوان النّبل . نرمى ومهربانى با مردم سر سخن يا دليل نبل است يعنى نجابت يا ذكا وفطنت .