Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 110

Contributors:

P.110
بود وبنا بر اين معنى اين باشد كه دنيا يك خنده كسى است كه در اثناى گريه بسبب تعجّبى بخندد يعنى بقدر آن است واين نهايت مبالغه است در كوتاهى مدّت آن چه پر ظاهر است كه يك خنده چنين كسى امتدادى ندارد . وممكن است كه مراد اين باشد كه لذّت وفرح وسرور آن مشوب وآميخته است بآلام ومكاره واحزان بلكه غالب آنهاست واينها گاهى بر سبيل ندرت در اثناى آنها اتّفاق افتد مانند يك خنده كه از كسى در اثناى گريه اتّفاق افتد واللّه تعالى يعلم .

404

العقل مصلح كلّ امر . عقل بصلاح آورنده هر چيزيست يعنى هركارى را كه بناى آن را بر عقل گذارند وبر وفق عقل وخرد كرده شود صلاح در آن خواهد بود وپشيمانى نياورد .

405

العيون طلائع القلوب . چشمها جاسوسان دلهايند « 1 » كه هر چه مشاهده كنند خبر آنها را از براي دلها بياورند تا تفكّر در آنها نمايند واز آن پى باسرار معارف إلهيّه برند واستنباط خواصّ وآثار نمايند .

406

اللّجاج مثار الحروب . لجاجت يعنى دشمنى با مردم كردن يا ايستادگى بر باطل از براي پيش بردن آن سبب بر انگيختن جنگها گردد .

407

الصّدر رقيب البدن . سينه نگهبان بدن است .
Footnote
( 1 ) بفارسى گفته‌اند :« ز دست ديده ودل هر دو فرياد * هر آنچه ديده بيند دل كند ياد »