نما . پس گريستم . حضرت پرسيد : چه چيزى تو را گرياند ؟ گفتم : خبر مرگ مرا دادى .
فرمود : خوشحال باش ؛ چون از شيعيان ما هستى و با ما در بهشت خواهى بود .
صراط و ميزان و حساب شيعيان به دست ماست . و به خدا سوگند ! ما به شما از خودتان دلسوزتر هستيم و من به درجهء تو در بهشت و رفيقت حارث بن مغيرهء نضرى نگاه مىكنم « 1 » .
طولانى شدن مدت عمر
( 1 ) 6 - ميسّر مىگويد : امام صادق جعفر بن محمّد - عليهما السّلام - به من گفت : بر مدت عمر تو اضافه شده است چه كار كردهاى ؟ گفتم : من در حالى كه جوان بودم ، به پنج درهم اجير شدم و من اين كار را براى خالهام كرده بودم « 2 » .
تقاضاى دعا براى مريض و پاسخ امام ( ع )
( 2 ) 7 - خالد بن نجيح مىگويد : به امام موسى - عليه السّلام - گفتم : عدهاى از شيعيان از كوفه آمدهاند و گفتهاند كه مفضّل خيلى مريض است براى او دعا كن .
حضرت فرمود : او راحت شد . و اين سخن سه روز بعد از مرگ او بود « 3 » .
ارسال بيت المال به سوى امام موساى كاظم ( ع )
( 3 ) 8 - باز خالد بن نجيح مىگويد : امام موساى كاظم - عليه السّلام - به من فرمود : هيچ كارى نكن تا اينكه نامهء من به تو برسد و هر چه از بيت المال نزد تو مىباشد ، به سوى من بفرست و از كسى چيزى قبول نكن . آنگاه امام موسى - عليه السّلام - به سوى مدينه روانه شد و خالد بعد از او پانزده روز در مكه ماند و سپس مرد « 4 » .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 47 / 343 ، حديث 33 .
( 2 ) مستدرك الوسائل : 15 / 248 ، حديث 42 .
( 3 ) بحار الأنوار : 48 / 72 ، حديث 98 .
( 4 ) بحار الأنوار : 48 / 54 ، حديث 55 .