پرداخت حق عموزادگان
( 1 ) 15 - علان كلينى مىگويد : از شيخ عمرى شنيدم كه گفت : با شخصى از اهل عراق همراه شدم و با خودش مالى براى « غريم » داشت . پس آن را فرستاده ولى حضرت ، مالش را برگردانده و فرموده بود : « حق فرزندان عمويت را بده و آن چهار صدتاست » . آن مرد شگفتزده و حيران ماند و به حساب مالش رسيد ، ديد آنچنان است كه امام فرموده است « 1 » .
پس دادن دينار اضافى
( 2 ) 16 - كلينى از عدهاى نقل مىكند كه : آن حضرت نزد عبد اللَّه بن جنيد - كه در واسط بود - غلامى را فرستاد و دستور داد آن را بفروشد ، پس عبد اللَّه ، غلام را فروخت و قيمتش را گرفت . وقتى كه دينارها را وزن كرد ، هجده قيراط و يك حبّه كم آمد .
پس آن مقدار را از جانب خود گذاشت و مال را فرستاد . حضرت دينارى به او بر گردانيد كه وزنش هجده قيراط و يك حبّه بود « 2 » .
اذن خواستن از امام ( ع )
( 3 ) 17 - شخصى به نام ابو جعفر مىگويد : بچّهاى براى ما متولد شد ، براى آن حضرت نامه نوشتم و براى تطهيرش « 3 » در روز هفتم ، اذن خواستم . پاسخ آمد : نه ، پس آن بچّه روز هفتم مرد . بعد از آن ، خبر مرگ كودك را به امام نوشتم ، در پاسخ نوشت : « خداوند به جاى او ، ديگرى را به تو مىدهد و نامش را « احمد » بگذار و بعد از او هم « جعفر » است . همانطور شد كه حضرت فرموده بود .
و باز نامه نوشتم و در بارهء دو چيز سؤال كردم و خواستم مسأله سوم را بنويسم كه
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 51 / 326 ، حديث 45 و 46 .
( 2 ) بحار الانوار : 51 / 326 ، حديث 45 و 46 .
( 3 ) اسم رمز امام زمان - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - .