تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
است و همچنين علَّامه و ابن داود و مير مصطفى صاحب نقد الرجال او را دشمن دانند ، ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه شرح كلام 56 - گويد : جرير بن عبد الحميد از محمّد بن شيبه روايت كرده است كه گفته : من در مسجد النّبى صلَّى الله عليه و آله ديدم كه زهرى و عروة بن زبير ، علىّ بن ابى طالب را سبّ مىكردند و علىّ بن الحسين عليه السّلام بر آنها گذشت و فرمود : اى عروه پدرم با پدر تو نزد خدا بمحاكمه رفتند و خداوند پدر مرا ذى حق دانست ، و تو اى زهرى اگر در مكَّه بودى خانهء پدرت را به تو نشان مىدادم - مراد آنست كه پدرت با مشركين مكَّه در بدر حاضر شده بود - و در تحف العقول از علىّ بن الحسين به او نامه اى است كه انحراف او را از حقّ بيان مىكند ، پنجاه سال در دربار بنى اميه شاغل پستهاى مهمّ و مروّج آنان بود ، ابن خلكان گفته است : پيوسته زهرى با عبد الملك بن مروان بود سپس با هشام بن عبد الملك و بعد با يزيد بن عبد الملك و او وى را به سمت قضاء برگزيد ، و هشام وى را معلَّم فرزندانش نمود و دستور داد كه حديث بفرزندانش بياموزد ، بارى مؤلَّف درين كتاب احاديثى را از وى در مقام احتجاج از باب جدل نقل كرده است ، و در طريق وى قاسم ابن محمّد اصفهانى است كه معروف بكاسام يا كاسولا مىباشد ، و مجروح است » . و آنچه در آن از حسن بن علىّ وشّاء آمده است ، پس روايت كرده‌ام آن را از محمد بن حسن - رضى الله عنه - از محمّد بن حسن صفّار از احمد بن محمّد بن عيسى و ابراهيم بن هاشم هر دو از حسن بن على وشّاء كه معروف است به ابن بنت الياس . توضيح : « حسن بن علىّ وشّاء خزّاز ابو محمد بجلى كوفى از اصحاب ابى الحسن الرضا عليه السّلام است و از بزرگان محدّثين اماميّه و داراى مقام بلند و رفيعى است ، و طريق مؤلَّف به او صحيح است » . و آنچه در آن از حسن بن راشد آمده است ، پس روايت كرده‌ام آن را از پدرم - رضي الله عنه - از سعد بن عبد الله و احمد بن محمّد بن عيسى و ابراهيم بن هاشم همگى
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 486 | الشيخ الصدوق / محمد جواد غفارى