تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التعليقة على أصول الكافي — صفحة مقدمة 17

مساهمون:

صمقدمة ١٧
آنكه گذشت از تو وغيرى گزيد * نور بداد إبله وظلمت خريد در كعبه قل تعالوا از مام كه زاد * از بازوى باب حطه خيبر كه گشاد بر ناقة لا يؤدى الا كه نشست * بر دوش شرف پاى كراسي كه نهاد در مرحله على نه چون است ونه چند * در خانه حق زاده بجانش سوگند بىفرزندى كه خانه‌زادى دارد * شك نيست كه باشدش بجاى فرزند
وله أيضا :
تجهيل من اى عزيز آسان نبود * بي از شبهات محكم‌تر از ايمان من ايمان نبود * بعد از حضرات مجموع علوم ابن سينا دانم * با فقه وحديث وينها همه ظاهر است وپنهان نبود * جز بر جهلات
وله أيضا :
چشمى دارم چو حسن شيرين همه آب * بختى دارم چو چشم خسرو همه خواب جانى دارم چو جسم مجنون همه درد * جسمي دارم چو زلف ليلى همه تاب
وله أيضا :
از خوان فلك قرص جوى بيش مخور * انگشت عسل مخواه وصد نيش مخور