تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
شكستگى دست آن زن را بر عهده اهل كشتى نهاد . شرح : « اين خبر با اينكه سند درستى ندارد ، و در تهذيب با سند ضعيفى نقل شده است ولى گفته‌اند مراد از خواندن باد و مكالمهء با او ملك و فرشتهء موكَّل بر باد است . و لكن فرشتگان چون بفرمان خدا عمل ميكنند ضامن جريره خداوند است » 5401 - و در روايت ابان بن عثمان آمده است كه : نزد عمر بن خطَّاب مردى را آوردند كه برادر كسى را عمدا كشته بود ، عمر قاتل را بوليّ مقتول تحويل داد و امر كرد تا او را بقتل رساند ، مرد او با شمشير بزد تا گمان كرد كه بقتل رسيده است ، و مقتول را به خانه اش بردند و مشاهده كردند كه هنوز رمقى بتن دارد و او را معالجه كردند تا صحّت يافت ، و چون بيرون آمد برادر مقتول به او گفت تو قاتل برادر منى و بايد من ترا بكشم ، و مرد مىگفت : تو يك بار مرا كشته اى ، او را بنزد عمر برد و او امر كرد كه بار ديگر او را بكشد ، مرد بيرون آمد و ميگفت اى مردمان به خدا سوگند يك بار مرا بقتل رسانيده است ، و در اين ميان گذارشان بر على عليه السلام افتاد ، وى ماجرا را براى او گذارش داد ، حضرت ولى مقتول را فرمود : شتاب نكن در بارهء او صبر كن تا من بيرون آيم ، آنگاه نزد عمر رفته گفت : حكم آن نيست كه تو فرمان داده اى ، عمر پرسيد پس حكم آن چيست ؟ آن حضرت فرمود : اين شخص بايد ابتداء از برادر مقتول در مقابل آنچه بر او وارد كرده قصاص كند ، و سپس او به قصاص برادرش او را بكشد ، ولىّ دم چون چنين ديد فكر كرد اگر او بخواهد وى را در قبال ضرباتى كه
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 576 | الشيخ الصدوق / محمد جواد غفارى