است . 3 - كنيز زرخريدتان .
4615 - و امام صادق عليه السّلام فرمود : من خوش ندارم كه يكى از شما از دنيا برود و يكى از خصال رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را ترك كرده و عمل نكرده باقى گذارده باشد ، من پرسيدم آيا رسول خدا زنى را متعه كرد ؟ فرمود : آرى و اين آيه را خواند « و إذ أسرّ النبىّ إلى بعض ازواجه حديثا - إلى قوله تعالى : - ثيّبات و أبكارا » و چون رسول خدا با بعض زنهاى خود سرّى گفت ( تحريم : 3 ) .
شرح : « وجه استدلال به آيه ظاهرا اين است كه رسول خدا ماريهء قبطيّه را كه كنيز بود آزاد ساخت و سپس به عقد انقطاى او را متعه كرد و اين ماجرا را پنهانى به حفصه گفت و حفصه بعائشه گفت و او سرّ را فاش ساخت ، ولى اين توجيه بسيار از حقيقت دور است و تاكنون در جايى از كتب ديده نشده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ماريه را آزاد و سپس متعه كرد و معنى خبر واضح نيست چنان كه راوى آن معلوم نيست چه كسى است و اين جملهء كه گويد : « من پرسيدم « در ميان خبر از كيست شناخته نشد ، و اگر گويند سند متعلَّق است گوئيم در خبر قبل جابر انصارى از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نقل مىكند و اين خبر از امام صادق عليه السّلام نقل شده است ، و سائل پرسيده كه آيا رسول خدا متعه كرده است يا نه در جواب آرى گفته شده و بآيهء شريفه » اذ أسرّ النبيّ - الآية « تمسّك گرديده ، و وجه استدلال ظاهر نيست و اعتاق ماريه و عقد انقطاعى با او از آيه فهميده نمىشود ، واحدى از مفسّرين چه امامى و چه عامّى چنين مطلبى نگفته بلكه موافق ظاهر آيه برخى گفتهاند ماريه را بر خود حرام كرد نه اينكه با عقد تمتّع حلال ، به نظر ميرسد چون مخالفين متعه بطرفدارى امامشان سخت متعه را انكار مىكردهاند و آن را نوعى زنا ميدانستهاند پاره اى ساده انديشان براى تقويت جانب حقّ اين مطالب را از خود گفته و بمعصوم عليه السّلام
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٣٠