تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
يا بسيار . شرح : « سابقا گذشت كه در ميان مدّت حق ندارد عقد را به هم زند و مدّت و مبلغ را بيفزايد بلكه ميتواند بقيّهء مدّت را ببخشد و از نو صيغهء عقد انقطاعى را با مبلغ و مدّت بيشتر اجرا كند » . و صداق هر چيزى است كه طرفين بدان رضا دهند چه در عقد انقطاع چه در عقد دائم ، و در متعه ميراث ميان آن دو نيست چنانچه در حين مدّت يكى از زن يا شوهر از دنيا بروند . و مرد با اينكه زن دائمى دارد و در شهر و ديار خود با اوست ميتواند زنى را متعه كند . شرح : « از پارهء از اخبار استفاده مىشود كه براى كسى كه بىنياز باشد مكروه است مثل خبر علىّ بن يقطين كه در كافى باب » إنّه يجب ان يكفّ عنها من كان مستغنيا « ( يعنى واجب است آنان كه نيازى ندارند از متعه اجتناب نمايند ) آمده كه گفت : « از موسى بن جعفر عليهما السّلام راجع به متعه پرسيدم ، فرمود : تو را با متعه چه كار خداوند كه تو را از متعه بىنياز كرده است ، عرض كردم ميخواستم حكم را بدانم ، فرمود : در كتاب على عليه السّلام هست - تا آخر خبر » . و در خبرى ديگر فتح بن يزيد جرجانى گفت : امام هفتم عليه السّلام را از متعه سؤال كردم ، فرمود : حلال است براى كسى كه خداوند قدرت گرفتن زوجهء دائمى را به او نداده است تا با اختيار متعه عفّت و آبروى خود را نگهدارد ( و بفساد نيفتد ) ، آرى اگر زن دائمى داشت و از نزد او غائب بود و دسترسى به او نداشت باز ميتواند از متعه استفاده كند . و در خبر سوّم محمّد بن حسن شمّون گويد : « امام هفتم به برخى از شيعيانش نوشت : اصرارى بر متعه گرفتن نورزيد ، و خود را به اشتغال به آن از خانواده و زن و فرزند خود باز نداريد تا سبب آن شود كه زنان دائمى شما بكفر گرايند و از حقّ بيزارى جويند ، و به آن كس را كه بمتعه