وسيلتهاى من ؛ وچون ياد كنم خشم تو را ، بگريد براي أو چشمهاى مسألههاى من .
اى خداى من ! بريز به دلوى بزرگ از دلوهاى خود بر بندهاى كه خشك كرده آب دهان أو را تلفكنندهء تشنگى ؛ وبميران به كرم خود از أو درماندگى سستى .
اى خداى من ! مىخوانم تو را خواندن آن كسى كه اميد ندارد غير تو را به دعاى خود ؛ واميد مىدارم تو را اميد آن كسى كه قصد نكرده غير تو را به اميد خود .
اى خداى من ! چگونه ردّ كنم ابر نگريستن خود را به عطاى تو ، ومن در روزى خوردن خود اين بدن را يكى از عيال توام .
اى خداى من ! چگونه خاموش كنم به عاجز كردن زبان تضرّع خود را وحال آنكه مضطرب كرده است مرا آنچه پوشيده است بر من رجوع عاقبت من .
اى خداى من ! دانستنى حاجت نفس مرا به آنچه ضامنشدهاى براي من به آن از روزى در زندگانى من ؛ وشناختى كمي بىنيازى من از أو از بهشت از پس وفات من . پس اى آن كه بخشيدى مرا به آن فضلكننده در دنيا ، منع نكنى مرا آن در روز حاجت من به آن در آخرت . پس از جمله حجّتهاى نعمت كريم تمام كردن نعمت اوست ، واز نيكيهاى نعمتهاى كريم كامل كردن نعمتهاى أو .
اى خداى من ! اگر نه آن بودى كه جاهل بودم به كار خود ، شكايت نكردمى گناهان خود را ؛ واگر نبودى آنكه ياد آوردم از تقصير ، نريختمى اشكهاى خود را .
اى خداى من ! صلوات ده بر محمّد وآل محمّد ؛ ومحو كن در زحمت اندازهء زلّات را به فرستادههاى اشكها ؛ وببخش مرا گناهان بسيار به نيكيهاى اندك كه حسنهها مىبرد سيّئهها .
اى خداوند من ! اگر هستى كه رحم نكنى مگر جدّكنندگان را در طاعت خود ،
مناجات الهيات حضرت أمير ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) — صفحة 24
مساهمون: المرزباني الخراساني
ص٢٤